مرگ جنبش دانشجویی قرار گرفتن زیر چتر جناح های سیاسی است

مرگ یک فعال دانشجویی و حرکت دانشجویی، گذار از خط عدالت خواهی با خط کش ولایت و قرار گرفتن ذیل چتر جناح های سیاسی است.

چشم برخوار – احمد معینی کربکندی*/ روز دانشجو، در ایران به ۱۶ ماه آذر اطلاق می‌شود. این روز، به یاد سه دانشجو (دو هوادار حزب توده ایران و یک هوادار جبهه ملی ایران) که هنگام اعتراض به دیدار رسمی ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا و همچنین از سرگیری روابط ایران با بریتانیا، در تاریخ ۱۶ آذر ۱۳۳۲ (حدود چهار ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد همان سال) در دانشگاه تهران شهید شدند، گرامی داشته می‌شود تا روز دانشجو بر مبنای استکبار ستیزی شکل بگیرد، مبنایی که با گذر سال ها و دهه ها، روز به روز بر اصالت و درستی مبنای آن افزوده می شود و هر سال با تکرار ۱۶ آذر نمود های التزام استکبار ستیزی، قرائن و شواهد بیشتری برای تصدیق می یابد و امروز با تمدید مجدد قانون تحریم ایسا و تداوم بدعهدی های آمریکا شاهدی جدید هر چند تکراری (متاسفانه ) که حاصل وجود افکار وابسته و خوش بین به غرب در بدنه نظام است بر عمق این مبنا صحه می گذارد.
اما چند سطحی بر احوال دانشجو به بهانه این روز:
دانشجو موذن جامعه است اگر خواب بماند، نماز امت قضا می شود. اگر کمی استمداد از گزاره شاخص دهنده شهید بهشتی بگیریم متوجه آن خواهیم شد که علی رغم زنده بودن دانشجو و جنبش دانشجویی، در جامعه امروز کمتر صدای اذان «صدای رسا، مستقل و عدالت خواه دانشجویان» به گوش می رسد و علی رغم فروغ و درخشش جنبش دانشجویی در دهه ۳۰ و ۶۰ از ابتدای شکل گیری تا اوج فعالیت های آرمان خواهانه و انقلابی دانشجویان که به تسخیر لانه جاسوسی انجامید دو سه دهه ای است که در روندی نزولی از تاثیر جنبش دانشجویی به خصوص در عرصه سیاسی کاسته و امروز بر خلاف پیشرو بودن دهه های گذشته، جنبش دانشجویی متاثر از جناح های سیاسی روندی پیرو گونه به خود گرفته و در نتیجه شاهد کرختی و انفعال اثر گذاری، حرکت های آرمان خواهانه و عدالت طلبانه به صورت جنبشی و فراگیر در دانشگاه هستیم؛ آنچه از فعالیت های سیاسی دانشجویی نیز باقی مانده متنزل به وابستگی به اشخاصی شده که کمتر صلاحیت الیت و پیشروی دارند. ( ذکر این نکته باقی است که مراد بخش اول مطلب جنبش های دانشجویی است چرا که این حرکت های دانشجویی است که به اطلاق روز دانشجو در ۱۶ آذر منتج شده است).
البته این نباید مانع از توجه به نیمه پر لیوان و آثار علمی، صنعتی و پژوهشی دانشگاه و دانشجویان به خصوص در دهه اخیر شود. نیمه پری که البته محدود و منوط به همت بخشی از جمع کثیر دانشجویان و به نام کل جامعه دانشجویی و دانشگاه ها رقم خورده است؛ چراکه خانواده دانشگاه قطعا استحضار به این نکته و آسیب های بسیار جامعه دانشجویی و دانشگاه به غایت رشد یافته ولی توسعه نیافته هست به طوری که کارکرد در قیاس نسبت کمیت به کیفیت اصلا و ابدا مناسب نیست.
با امید به تزریق روح و حرکت انقلابی افزون تر، آرمان گرایی و عدالت خواهی همراه با مطالبه گری در کنار رشد و توسعه همه جانبه و درون زا دانشگاه و دانشجو در سایه تصمیمات کارشناسانه و نه سیاسی برای دانشگاهیان و دانشجویان.

مطلبم را با این گزاره کوتاه به پایان می برم که «مرگ یک فعال دانشجویی و حرکت دانشجویی، گذار از خط عدالت خواهی با خط کش ولایت و قرار گرفتن ذیل چتر جناح های سیاسی است.»
روز دانشجو مبارک

*کارشناس ارشد روابط بین الملل



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.