نقدی بر مجالس تعزیه خوانی در برخوار/ وقتی نگاه کاسبی دامن تعزیه را می گیرد

چگونه اصل تعزیه از خاطر بانیان و متولیان تعزیه و حسینیه از دست رفته و نگاهشان جمعیت گرا شده است، متاسفانه نگاه جمعیت گرایی به آفتی مبدل شده است که ما عزاداری در تعزیه را از دست داده ایم و گروهی پا به عرصه این کار گذاشته اند که تخصصی در این کار ندارند و تفکرات جمعیت گرایی آن ها معضل مجالس تعزیه شده است.

چشم برخوار – فتاحی*/ ماه مبارک رمضان فرا رسید و نوبت به برگزاری مجالس تعزیه شد، مجالسی که بعضا از بار عزاداری مناسب برخوردار نیست. تعزیه ها معمولا در قالب بورس های سوداگری و نفع شخصی برپا می شود و متاسفانه اولین آن در شهر دولت آباد برگزار شد.

نگاه کاسب کارانه به برپایی مجلس اخیر دامن شهر دولت آباد و حتی کل شهرستان برخوار را فرا گرفته است، در بدبینانه ترین حالت نظارت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن های تعزیه به کم ترین میزان خود رسیده است به طوری که تمام تلاش آن ها به دادن یا ندادن مجوز و … معطوف شده است و در خوشبینانه ترین حالت توجه به نگاه و حرف مردم باعث شده ارشاد دست از ابتکار در تعزیه بکشد.

نقد ما به اجرای تعزیه شب دوازدهم ماه رمضان در دولت آباد مربوط می شود که چگونه اصل تعزیه از خاطر بانیان و متولیان تعزیه و حسینیه از دست رفته و نگاهشان جمعیت گرا شده است، متاسفانه نگاه جمعیت گرایی به آفتی مبدل شده است که ما عزاداری در تعزیه را از دست داده ایم و گروهی پا به عرصه این کار گذاشته اند که تخصصی در این کار ندارند و تفکرات جمعیت گرایی آن ها معضل مجالس تعزیه شده است.

سوال نویسنده اینجا شکل می گیرد که یکی از دلایل برپایی تعزیه عزاداری بر شهیدان کربلا ست که هر فردی به هر دلیلی غیر از این هدف بگوید و بخواند، سعی در نوعی رفع تکلیف و سرپوشی بر روی این اقدام خود دارد (مصداق برپایی تعزیه در بعد از ظهر سالروز میلاد امام زمان (عج) در دولت آباد).

اگر این دلیل یکی از دلایل اصلی برپایی تعزیه باشد در تعزیه مذکور شاهد صحبت حضرت عباس علیه السلام و شمر بودیم – با آن مایه های جوان پسند عوام فریبانه مخرب رسالت و قداست تعزیه -، نوبت به غریبی که رسید جمعیت رفت و شبیه خوان حضرت عباس (ع) اعلام کرد به دلیل ضیق وقت غریبی و ادامه آن را فاکتور می گیریم و گفت و گوی حضرت عباس (ع) و شمر به همین دلایل و البته به دلیل هدف اصلی برپایی این مراسم تعزیه یعنی برپایی نمایشگاه اسب و اسب سواری خلاصه شد!

زحمات و فعالیت های بی شائبه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان و گروه هنری تعزیه بسیج هنرمندان بر کسی پوشیده نیست اما این کج سلیقگی نیازمند تدبیر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و کارگروه تخصصی تعزیه بسیج هنرمندان شهرستان است و صد البته که اگر مسوولان حسینیه ها سواد کافی در امر تعزیه داشتند شاید هم اکنون به سطور آوردن این مطالب و نقدها هم توفیقی نداشت.

مساله بعدی قابل ذکر؛ این است که چه اصراری است در تعزیه روضه خوانده شود آن هم با زهره ماری که به قول استاد مطهری – در کتاب حماسه حسینی – که بی دلیل اضافه می کنند مانند مشک کوچک و بزرگ، خجالت و حرف زدن آب و ….؛ در حالی که روح تعزیه نمایش روضه است و هر چقدر ما روضه را به مجلس تعزیه اضافه کنیم، خود تعزیه را نابود کرده ایم، البته حرف ها و سخن ها فراوان است و به همین نکته بسنده می کنم که با سوادان فرهنگی عرصه تعزیه را ترک نکنند و آن فرادی که سواد فرهنگی در این زمینه ندارد نیز آموزش ببینند و برپایی مجالس تعزیه را محلی برای نشان دادن خود به دیگران و کسب محبوبیت قرار ندهند.

*فعال فرهنگی در شهرستان برخوار

انتهای پیام/



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.