مسئولان بُرخوار از الگوی تبریزی ها در مبارزه با تکدی گری استفاده کنند+ تصاویر

معضل اجتماعی«تکدی‌گری و گدایی» نه در ایران بلکه در جوامع در حال توسعه حتی در تمام گوشه و کنار عالم دیده می شود که روزبه‌روز به شکل های مختلف در حال افزایش است.

به گزارش چشم برخوار؛ معضل اجتماعی«تکدی‌گری و گدایی» نه در ایران بلکه در جوامع در حال توسعه حتی در تمام گوشه و کنار عالم دیده می شود که روزبه‌روز به شکل های مختلف در حال افزایش است. معضلی که با ظهور و بروز آن به تدریج به روابط انسانی و اجتماعی آسیب وارد می‌شود.

متکدیان چون تحقیر شدن را تجربه کرده اند، طبیعی است که جسارت حضور در زندگی مستقل اجتماعی و جسارت نوآوری و پیشرو بودن را نداشته باشند و در عوض نوعی دغلکاری و فرهنگ «توقع نابجا از دیگری» را در جامعه رواج می دهند.

توقع نابجا از دیگری و گسترش روحیه گدایی در فرهنگ یک جامعه می تواند زمینه ساز بروز آسیب های اجتماعی جدی شود چراکه چنین افرادی از آنجایی که «عزت نفس» و «مناعت طبع» شان را از دست داده اند، بنا بر این می توانند مستعد رفتارهای آسیب زا باشند.

تکدی گری روشی است که به موجب آن، فرد متکدی از دسترنج دیگران بهره مند می شود و زندگی می گذراند. هر یک از افراد جامعه را که نه صاحب حرفه (در مفهوم اقتصادی آن) هستند و نه در تولید اجتماعی، مشارکتی دارند و همواره با شیوه ها و شگردهای متنوع، طفیلی و زائده اجتماعی هستند، متکدی می گویند. به طور کلی تکدی را می توان تحت عنوان «دست درازی کردن » برای کسب درآمد تعریف کرد.

«گیلمور» جامعه شناس معاصر غربی معتقد است: «گدایی » یک فعالیت سازمان یافته است که در آن فرد، «گدایی » را به «کار کردن » ترجیح می دهد.

از نظرگاه جامعه شناختی تکدی را می توان نوعی انحراف اجتماعی – که فرد در آن نقش مشخص و بعضا متفاوتی (سرقت، روسپی گری، واسطه گری، اعتیاد، و…) را بر عهده دارد – به حساب آورد.

الف) تکدی پنهان: آن است که به طریق پنهان و آبرومندانه مانند دراویش، دعانویسان و کولی ها.

ب) تکدی آشکار: کسانی که آشکارا و با استفاده از فنون و رموز روان شناسی ترحم مردم را به خود جلب و به شیوه ها و صور مختلف از دیگران تقاضای کمک می کنند به این نوع تکدی می پردازند.

مهمترین شکل گدایی آشکار، تکدی «حرفه ای – تخصصی » است؛ این گروه دارای تشکیلات مفصلی هستند که به صورت یک سازمان غیر رسمی فعالیت می کنند. در این تشکیلات هر مکانی دارای ارزش های مشخص و اهمیتی متفاوت از جاهای دیگر بوده و اصطلاحا «سرقفلی » خاص خود را دارد۱٫

تکدی گری، بر اساس عوامل روانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به وجود می آید و محصول ساختار اجتماعی و نارسایی های ناشی از آن است. با توجه به مطالعات انجام شده، به طور کلی عوامل مؤثر در ایجاد و گسترش پدیده تکدی را می توان در دو عامل عمده و مهم خلاصه کرد:

الف: عوامل روانی و فردی: طبق نتایج به دست آمده از تحقیقات متعدد، درصد قابل ملاحظه ای از افراد متکدی، از اختلالات شدید روانی رنج می برند و به دلیل پایین بودن عزت نفس دست به تکدی گری از هر راهی می زنند.

ب: عوامل اجتماعی – اقتصادی: فقدان اشتغال و کار، فقر مادی، پیری و از کار افتادگی، رخوت و سستی، اعتیاد، معلولیت و بیماری، مسائل خانوادگی از قبیل پاشیده شدن خانواده، مهاجرت از روستا به شهر، کمی درآمد، بالا بودن هزینه زندگی، شکاف عمیق طبقاتی و غیره از جمله این عوامل به شمار می روند.

علل اجتماعی دیگر گدایی مربوط به کمبودهایی سازمان های اجتماعی است بدین معنی که جامعه نتوانسته است افراد سالخورده، عاجز، معلول، یتیم و امثال آنان را در مراکز مناسبی سازمان بخشد و برای آنان زندگی انسانی لازم را فراهم آورد. در نتیجه آنان نیز از فرط ناچاری برای بقای خویش به تکدی می پردازند.

تکدی گری را باید آبستن آسیب های اجتماعی متعددی قلمداد کرد. اکثر بررسی های انجام شده، از رابطه بین گدایی و اعتیاد، بزهکاری، خودکشی، میخوارگی، روابط جنسی (فساد و فحشا)، لاابالی گری، سرقت، و… حکایت می کنند.

با این حال تکدی، به تنهایی، عامل انحرافات آن ها نیست بلکه بسیاری از علل دیگر در پدید آمدن این وضع دخالت دارند.

بر اساس «مطالعات جامعه شناختی»، پرداخت پول به این افراد نه تنها «کمک به همنوع» محسوب نمی شود حتی به لحاظ اخلاقی هم «فعل اخلاقی» به شمار نمی رود؛ چرا که به نوعی تقویت، بازتولید و دامن زدن به یک ناهنجاری اجتماعی است و ما با پرداخت پول نابجا، خود را در بسط این ناهنجاری سهیم خواهیم کرد. این عمل ما می تواند جامعه را در معرض آسیب های به مراتب وخیم تری قرار دهد چراکه وقتی «عزت نفس اجتماعی» به هر دلیلی در یک جامعه کم رنگ می شود، زمینه برای هرگونه عمل غیراخلاقی فراهم خواهد شد و چنین فرهنگی دیگر قابل اتکا نخواهد بود.

راهکار:

برخلاف تهران و دیگر کلانشهر ها که احساسات بر مردم غلبه دارد و با یک آه و ناله خیلی راحت به تکدی گران کمک می شود در جامعه تبریز مردم به این فرهنگ رسیده‌اند که از کمک مستقیم به گدایان سطح شهر خودداری کنند و بر احساسات خود تسلط داشته باشند، این موضوع باعث می‌شود متکدیان سودجو نیز امیدی به گداپروری در این شهر نداشته باشند.

از این رو به نظر می‌رسد، مدیران و دست اندرکاران شهرستان برخوار نیز برای برخورد با پدیده نابهنجار تکدی‌گری ضمن ارائه تصویری واقعی از وضعیت تکدی‌گری و متکدیان در شهرهای خود و پرداخت جدی به چگونگی و چرایی این پدیده، با الگو قرار دادن تجربیات، برنامه‌ها و سیاست‌های راهبردی کلان شهر تبریز، در ابعاد اقتصادی و فرهنگی هم برنامه‌های مشخصی را برای ریشه‌کنی این معضل اجتماعی داشته باشند.

شیوه های جدید تکدی گری نظیر فروختن فال، دعا و… سبب می شود برخی از کمک خواهنده ها کمتر از عقل، دانش، توکل به خداوند و مشورت صاحبنظران در حل مشکلات خود استفاده کنند، البته این روش های جدید باعث گردش اقتصادی می شود با این تفاوت که این گردش فقط در حساب های در گردش متکدیان اتفاق می افتد!
به هر روی به نظر می رسد که چنانچه مساعدت های آبرومندانه جایگزین گدا پروری شود، کم کم از شمار جمعیت متکدیان جلوگیری خواهد شد و این مهم نیز نیازمند فرهنگ سازی است، بنا بر این باید عموم شهروندان به این باور برسند که بهترین راه کمک های نوع دوستانه و صدقه دادن، مبادی تعریف شده رسمی و نهادهایی نظیر بهزیستی، انجمن ها و تشکل های خیریه مردمی، کمیته امداد، تشکل های مردم نهاد فعال در این بخش و… است.

در روایات و احادیث از ائمه معصوم صلوات الله علیه نیز تاکید بسیاری بر نپرداختن افراد به دست درازی در برابر دیگران شده است که در زیر به چند حدیث اشاره می شود:

امام صادق علیه السلام فرمود: از تقاضا و خواهش کردن از مردم برحذر باشید، چه این عمل در این دنیا خواری و فقری است که شتابان آن را برای خود خواسته اید و در روز قیامت حسابی طولانی دارد.

امام محمد باقر علیه السلام فرمود: اگر مردم بدانند خواهش و درخواست چقدر بد است هیچ کس از کسی خواهش چیزی نمی نماید و اگر ببخشند، بداند که دهش و بخشش چقدر خوب است و پاداش دارد هیچ کس را بدون انجام تقاضایش رد نمی کرد.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس زبان به سؤال و گدایی گشاید در حالی که دارای مال و توانمندی باشد روز قیامت در حالی خدا را ملاقات می کند که صورت او مجروح و خون آلود است.

حضرت امام خمینی رحمه الله در تحریرالوسیله، می فرمایند: «در صدقه و بخشش به مستمندان، قصد قربت شرط است و سؤال (گدایی) در صورت نیاز مکروه و در صورت عدم نیاز شد یا مکروه و بنا به احتیاط حرام است.

برخی از مردم به دلیل بزرگواری، ترحم و دلسوزی به متکدیان کمک می‌کنند و تصورشان بر این است که با ارائه اندک پولی، گره از کار فردی باز می‌کنند اما این در حالی است که تعدادی از این افراد واقعا نیاز به کمک ندارند و تنها با فریب مردم کسب درآمد می‌کنند.

مردم باید در جریان موضوعات قرار گیرند تا با آگاهی حتی کمک حال عوامل اجرایی باشند؛ چرا که اگر مردم دلسوزی بی‌جا داشته باشند، قطعا پدیده تکدی‌گری و شبه تکدی‌گری حل نمی‌شود.

۱. ضرورت برخورد با پدیده گدایی. کیهان. ش ۱۴۲۵۳٫ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۷۰٫ ص ۷٫



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.