اهالی روستای شهیدپرور سین از شما می خواهم من را حلال کنید

جانباز ۷۰ درصد محمدعلی قربانی هرگز احساس خستگی نکرد تا این که در راه امر به معروف و نهی از منکر در هشتم مرداد سال ۱۳۸۱ در حالی که برای ادای فریضه نماز مغرب و عشاء اماده بود مورد حمله ناجوانمردانه عامل منکری قرار گرفت که در مغرب و سجاده صلاه اماده پرواز روحانی بود که ندای ارجعی الی ربک را شنید و جان به جان افرین تسلیم کرد.

به گزارش چشم برخوار، متولد یک هزار و سیصد و بیست و نه و در اول فروردین ماه همان سال در خانواده ای مذهبی و کشاورز دیده به جهان گشود.

تا قبل از پیروزی نظام و انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در جبهه کشاورزی و درکنار پدر خدمت می کرد.

سال های منتهی به انقلاب اسلامی و با روشنگری انقلابیون که پنهانی و در خفا از اهداف امام خمینی (ره) و تشکیل نظام اسلامی تبلیغ می کردند مسیر خودش را انتخاب کرد و در راهپیمایی های اواخر سال ۵۶ و ۵۷ حضوری مستمر داشت و با وزیدن عطر اسلام به سرزمین ایران و ورود امام راحل جذب کمیته های محلی و شهری شد و در حرکت مردمی قبل از حمله متجاوزانه استکبار به سرکردگی صدام حضوری فعال داشت، از آن جمله می توان به عضو شورای پنج نفره انتخاب شده از طرف دادگاه انقلاب در منطقه سکونتش اشاره کرد.

در همان ایام به عضویت کمیته مردمی، به منظور شناسایی مستمندان و مستضعفان و برخورداری آن ها از انچه از سران و عوامل حکومت طاغوت مضایقه کرده بودند، درآمد.

در شهریور ماه سال یک هزار و سیصد و پنجاه و نه و حمله استکبار جهانی، عضو بسیج به امر امام راحل و از همان ابتدای جنگ راهی میادین نبرد شد که می توان به حدود ششصد روز حضور افتخاری بدون گرفتن حقوق و مزایا در جبهه های نبرد اشاره کرد.

حضور او در جنگ هشت ساله مستمر بود، در بسیاری از عملیات شرکت کرده و یکی از اولین افتخارات او اصابت ترکش خمپاره به بازوی چپش بود که منجر به قطع بازوی چپ و موج گرفتگی سر و گوش ها شد.

در عملیاتی در منطقه شلمچه و در سال شصت و یک شمسی بعد از دوران بستری و نقاهت و با توجه به اینکه بازوی چپ را تقدیم اسلام و انقلاب اسلامی کرده بود ولی این عامل جدایی اش از جبهه و جنگ نشد و با حضور مجددش در سال شصت و دو پای چپ او مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت.

با توجه به مجروحیت پای چپ و قطع بازوی چپ حضور در میادین نبرد را ترک نکرد تا این که در سال  شصت و پنج شمسی مورد اصابت ترکش خمپاره پای راست مشار الیه را مجروح و به پشت جبهه برای مداوا منتقل شد.

بنا بر این همان گونه که بسیاری از رزمندگان بعد از بار ها جانبازی؛ مجددا حضور در میادین پیدا می کردند، جانباز قربانی هم برای دفعات فراوان در جنگ شرکت کرده و مجروح شد که در ماه های پایانی و در سال شصت و هفت توسط دشمن بعثی بر اثر گاز شیمیایی از نواحی ریه و پوست و چشم مجروح شد که این آثار تا دقایق پایانی عمرش او را همراهی می کرد.

بعد از جنگ تحمیلی در کنار خدماتش در یگان نظامی در سطح منطقه برخوار و مرکز استان اصفهان با دعوت مردم به خدمات عام المنفعه بدون انتظار درهم و دیناری به فعالیت پرداخت که از جمله خدمات اجتماعی مشار الیه را می توان به عضویت در شورای محلی بعد از اجرای اصل قانون اساسی و در کنار آن به عضویت هیئت امنای امامزاده لازم التعظیم سید کمال الدین حسینی نوه امام جعفر صادق علیه السلام اشاره کرد که از این مسیر هم خدمت به اهل بیت عصمت و طهارت را سرلوحه امورات خود قرار داد.

همچنین از دیگر خدمات اجتماعی او عضویت در شرکت تعاونی دامداران و کشاورزان شهرستان برخوار بود و یا عضویت در تعاونی های استان اصفهان و بر اثر عشق و علاقه به همرزمان با این که از لحاظ جسمی مشکلات عدیده ای داشت و با توجه به قطع بازوی چپ و وجود آثار گاز های سمی هدایای استکبار جهانی، به عنوان معتمد و مسئول دیدار با خانواده های شهدا و جانبازان منطقه و شهرستان برخوار در آمد.

هرگز خدمات اجتماعی و بودن با جامعه ولائی و نظام مقدس اسلامی را دریغ نکرد. در تمام یا اکثر جلسات مذهبی سیاسی در محل سکونت و شهرستان برخوار حضوری فعال داشت، شرکتش در نماز های جمعه و جماعت و راهپیمایی های روز قدس و ۲۲ بهمن با توجه به این که عضوی را نداشت و دیگر اعضایش به دلیل وجود ترکش ها و گاز های سمی دارای مشکل بود، ترک نمی شد و خود مشوقی برای نسل دوم انقلاب بود.

او هرگز احساس خستگی نکرد تا این که در راه امر به معروف و نهی از منکر در هشتم مرداد ماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و یک و در حالی که برای ادای فریضه نماز مغرب و عشاء اماده بود مورد حمله ناجوان مردانه عامل منکری قرار گرفت که در مغرب و سجاده صلاه اماده پرواز روحانی بود که ندای ارجعی الی ربک را شنید و جان به جان افرین تسلیم کرد.

بعد از شهادتش این مردم ولایتمدار بودند که به علت خدمات حاج محمد علی قربانی همه و همگان خود را صاحب این مصیبت می دانستند، این حضور مردم بود که حضور قریب بیش از هفتاد ماه حضورش در میادین نبرد را پاس داشتند و چه نیکو به ارزوی خود که جان دادن در راه خدا بود رسید که به علت امر به معروف و در محل پرواز روح سجاده نماز به ندای ربش لبیک گفت و ما عرضه می داریم سلام علیه یوم ولد یوم یموت و یوم ابعث حیا؛ سلام برتو روز ولادتت و روز مرگت و روزی که دوباره زنده می شوی…

وصیت نامه:

«فلیقاتل فی سبیل الله الذین یشرون الحیوه الدنیا بالاخره من یقاتل فی سبیل الله فیقتل او یقلب فسوف نوتیه اجرا عظیما»؛ مومنان باید در راه خدا با آنان که حیات مادی دنیا را بر آخرت گزیده اند جهاد کنند و هر کس در جهاد درراه خدا کشته شود یا فاتح گردد زود باشد که او را در( بهشت ابدی) اجری عظیم دهیم، سوره نساء آیه ۷۴).

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام بر قطب ذایره عالم امکان یگانه منجی عالم بشریت حضرت حجه ابن الحسن العسگری و با درود فراوان بر پیر جماران مجاهد اکبر قائد اعظم رهبر و بنیانگذار جهوری اسلامی ایران که عزم آن را دارد تا پرچم پرافتخار توحید را در سراسر جهان به احتزاز در آورد و با درود و سلام بر علمای آگاه و متعهد و مخلص و خدمتگزار به اسلام و مسلمین و با درود و سلام و صلوات و رحمت بی پایان الهی بر شهیدان اسلام به خصوص شهیدان همیشه جاوید انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی که در نبرد با استکبار جهانی و مزدوران و جیره خواران بعثی در راه برافراشتن پرچم توحید در خون جوشان خود غلیطدند و به دیدار معبود خود شتافتند و درود خدا و رسولش و سلام پرافتخار امام امت و شما امت شهید پرور بر تمامی عزیزان رزمنده پیکارگران و سنگرنشینان شهادت طلب جبهه های جهاد فی سبیل الله که در حال پاسخ گوئی به ندای هل من ناصر حسین زمانشان هستند.

بر طبق شفارش انبیاء و ائمه معصومین علیهاسلام وصیت نامه ام را چنین آغاز می نمایم:

شهادت می دهم که خدا یکی است و جز او خدایی نیست و پیامبر اکرم (ص) بنده و فرستاده اوست و علی (ع) ولی خداست و ائمه اطهار حضرت ولی الله تا حضرت مهدی  بقیه الله  جانشینان برحق پیامبرند و گواهی می دهم به حق بودن بهشت و جهنم و این که روزی تمام اموات از قبور برانگیخته می شوندو  به گفته قرآن به ذره ذره اعمال خوب و بدشان رسیدگی می شود.

اینجانب محمد علی قربانی از روی آگاهی کامل این راه پرافتخار را انتخاب کرده ام و هیچ زر و زوری مرا به این راه نکشانده است بلکه فقط عشق به خدا و امام زمان و لبیک گفتن به ندای هل من ناصر حسین زمان امام امت خمینی بت شکن و یاری رساندن اسلام و مسلمین و مستضعفین و رزمندگان در جبهه نبرد حق علیه باطل مرا به این راه کشانده است.

اما نمی دانم چگونه باید تشکر و قدردانی کنم از خداوندی که به من توانایی داد که با چشم بصیرت بنگرم و راه اسلام را به خوبی دریابم و سر از میان جبهه ای در آورم که بهترین دوستان و بندگان خدا در آن حماسه آفریدند و جان به جان آفرین تسلیم کردند که هر وجب از خاکش گویای جوانمردی و قهرمانانی است که شاید بسیاری از ائمه معصومین آرزوی آن را داشتند که خداوند اندکی از این یاران رابه یاری و مدد آن ها می فرستاد تا علیه ظلم و ستم زمانشان قیام کنند.

پس به راستی چه باید کرد که در مقابل این همه که خداوند در این زمان برای ما ارزانی داشته است و وای برما اگر از این نعمت ها به نحو احسن استفاده نکنیم و اندک غفلت و فراموشی ما موجب شود که پروردگار به جای اهداء نعمات خود برما غضب نماید آن وقت چه خواهیم کرد گفت در جواب اولیاء خدا و شهدایی که به تفسیر آیت اله مطهری شهدا محفل بشریت اند سوختند و محفل بشریت را روشن کردند.

آن ها وظیفه خود را انجام داده اند سوختند و به جامعه نور بخشیدند تا ما از نور آن ها استفاده کنیم و راه حق بر باطل بخوبی از همدیگر تشخیص دهیم.

پس از خداوند بخواهید همان گونه که تا کنون ما را یاری رسانده و هدایت نموده در آینده هم یار و یاورمان باشد و ما را از لغزش هایی که موجب جدائی میان ما و خودشان می گردد نگه دارد و لحظه ای آنها هم ما را به خودمان وا نگذارند و ما را در برابر مشکلاتی که در پیشبرد اسلام و انقلاب پیش می آید صبور و مقاوم نگه دارد تا مبادا در اثر مسائل کوچک از انقلاب و خدای نا خواسته از اسلام رویگردان شویم که در آن موقع وای بر احوالمان.

اما شما ای امت شهید پرور و شهید داده همانطور که تا کنون به اثبات رسیده اید هرگز و هرگز دست از پشتیبانبی امام بر ندارید که دست برداشتن از امام دست برداشتن از امام زمان و اسلام است و امام تنها کسی است که می تواند پرچم اسلام را به امام زمان تقدیم کند.

امام را کم نشمارید حمایت کنید از او و بدانید خدا از شما هدایت می کند چکمه ها را به پا کنید مشت ها را گره کنید با هم دست اخوت و دوستی و وحدت بدهید و با دشمن وی بجنگید که سربازان امام زمان (عج) خواهید بود.

از جمهوری اسلامی دفاع کنید که این جمهوری اسلامی تنها نقطه ععطف است و تمام مستضعفین و محرومین جهان چشم امید به آن دوخته اند، مواظب اعمال و رفتارخود باشید در نماز امام را دعا کنید دست از روحانیت بر ندارید و آنهایی را که می خواهند بین روحانیت اصیل و امت حزب الله شکاف و رخنه ای ایجاد کنند شناسایی و با آن ها از طریق قانونی قاطعانه برخورد کنید و پوزه آن ها را به خاک و خون بمالید، مساجد را خالی نگذارید و در جبهه و پشت جبهه به طریقی که می توانید جانی یا مالی به آن ها کمک کنید تا انشالله این سد از مقابل اسلام برداشته شود و راه برای گسترش اسلام و علوم اسلامی در سراسر جهان باز شود.

و ای امت مبارز و قهرمان نگذارید افرادی بین شما تفرقه بیندازند، هوشیار باشید و راه تفرقه را مپوییدکه تباهی و نیستی شما در رفتن این راه است.

و شما پدر و مادرم می دانم برای من زحمت زیادی را متحمل گردیده اید که من هرگز نتوانستم و نمی توانم ذره ای از آن زحمت ها را جبران نمایم ولی از شما ملتمسانه خواهشمندم زحماتتان را حلال نمائید و اگر خطایی از اینجانب سر زده و در حقتان کوتاهی کرده ام به بزرگواری و خوبی خودتان ببخشید.

برادران و خواهرانم گرچه من نتوانستم حق برادری را نسبت به شما اداء نمایم اما از شما عاجزانه تقاضا دارم حلالم نمایید و نگذارید اسلحه گرم من به زمین بماند و سرد شود، هر کدام به طریقی که می توانید راه مرا همان راهی که رضای خداوند در آن است ادامه دهید و شما ای خانواده گرامیم که اکنون مسئولیت تان چند برابر می شود از شما می خواهم اولا در این چند سال زندگی اشتراکمان اگر چنانچه خطائی از بنده دیده اید و یا در حقتان کوتاهی شده حلال نمایید و  امیدوارم نزد دخت پیغمبر روسفید و سربلند باشید، ثانیا فرزندانم را با تربیت صحیح اسلامی بزرگ و آن ها را با احکام و مسائل اسلام آشنا نمائید.

و شما اهالی محترم روستای شهیدپرور سین از شمامی خواهم که اگر چنانچه بدی از اینجانب دیده اید به خاطر رضای خدا حلال نمایید و دست از روحانیت مبارز و ائمه جمعه بر ندارید، قدر خانواده های شهدا ر ابدانید که به فرموده امام عزیز ((خانواده های شهدا چشم و چراغ ملت هستند)).

درمراسم مذهبی و در دعاهای کمیل و توسل و نماز جمعه و جماعت هرچه فعال تر و با شکوهتر شرکت نمایید و نگذارید این سنگر اسلام خالی بماند.

در پایان با آرزوی ظهور آقا امام زمان (عج) و صحت و سلامتی و طول عمر برای امام امت و شفای عاجل معلولین و مجروحین و مریضان اسلام و سلامتی و پیروزی رزمندگان اسلام و خلاصی اسراء از چنگال صهیونیست ها و موفقیت و سر بلندی برای امت مسلمان و شهید پرور ایران همگی شمارا به خدا می سپارم.

لازم به ذکر است این وصیت نامه از زمان حیات امام راحل (ره) و هشت سال دفاع مقدس است.

برای مشاهده تصاویر در سایز اصلی، بر روی هر عکس کلیک کنید

انتهای پیام/



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.