حجت الاسلام سجادی:

«حاج مرشد» زندگی اش را وقف امام حسین (ع) کرده بود/چه کسانی فریاد روشنگری اش را خاموش کردند

حاج حسینعلی نریمانی پیرغلام مخلص اهل بیت (ع) اهل برخوار بود که شنیدن سخنان خواهرزاده وی در خصوص معجزه امام حسین (ع) و ماجرای ابقای تعزیه در زمان آباد توسط حاج مرشد خالی از لطف نیست.

به گزارش چشم برخوار، کم نیستند از عاشقان و خادمان درگاه حضرت سیدالشهداء علیه السلام در شهرستان برخوار که هر کدام از آن ها در عرصه نوکری حضرت اباعبدالله (ع) حرفی برای گفتن دارند، جوانان و پیرغلامان اهل بیت علیهم السلام که هم اکنون برخی از آن ها رخت از دنیال بر بسته اند و فقط و نام و یاد آن ها در اذهان باقیست…

حاج حسینعلی نریمانی (معروف به حاج مرشد) پیرغلام مخلص اهل بیت (ع) اهل روستای زمان آباد برخوار بود که چند روزی است ترک دنیا کرده و دیار باقی را برای ادامه راه برگزیده است.

حاج مرشد که عمری در خدمت آستان حضرات معصومین (علیهم السلام) با عشق و ارادت وصف ناشدنی سپری کرد و در این راه پر بهجت مجاهدت ها کرد؛ روز هجدهم مهرماه جاری بر روی دستان مردم برخوار تشییع و در جوار سید الکریم ابراهیم و اسماعیل بن موسی بن جعفر علیهم السلام به خاک سپرده شد.

حجت الاسلام و المسلمین سجادی امام جماعت آستان امامزاده ابراهیم (ع) و خواهرزاده حاج حسینعلی نریمانی سخنان شنیدنی درباره حاج مرشد دارد که خواندن آن ها خالی از لطف نیست.

شما را به خواندن سخنان حجت الاسلام سجادی دعوت می کنیم:

شنیده شده حاج مرشد عامل ابقای برگزاری مراسم دعای کمیل و ندبه و تعزیه در زمان آباد بوده اند، در این خصوص توضیح دهید؟

حاج حسینعلی نریمانی حاج مرشد، از سال ۱۳۵۱ تفسیر قرآن را در مسجد جامع زمان آباد راه می اندازد که در آن زمان شخصی در جلسه قرآن می گوید دین ما دین نماز و روزه نیست و با برگزاری قرائت دعای کمیل و عاشورا هم مخالفت می کنند و در جلسه های بعدی هم به اعتقادات دینی خدشه وارد می کنند و حاج مرشد در جواب خطاب به مردم می گوید اگر مردم تعزیه نروند و دعای ندبه و دعای کمیل نخوانند، کار دیگری انجام نمی دهند و باید مردم وقت خودشان را در این راه صرف کنند که حداقل بهره ای ببرند.

از این جا اختلاف ها و دو دستگی بین مردم شروع شد تا این که انقلاب شد و در شب ۲۳ ماه مبارک رمضان به من خبر دادند که چماق به دست های ضدانقلاب می خواهند شما را در مسجد بکشند و در راه شعار می دادند درود بر طاهری، سلام بر شریعتی، مرگ بر خادمی…

سردسته این افراد در مسجد به سخنرانی پرداخت و به تمسخر گفت: ما کسانی را که برای یک فرد عرب گریه می کنند محکوم می کنیم و به تمسخر بسیاری از اعتقادات پرداخت، در همان حین، حاج مرشد چندین بار قصد داشت اعتراض کند که من جلوی او را گرفتم و او را آرام کردم چون اگر صحبتی می شد خون افراد را می ریختند.

تا زنده هستم نمی گذارم صدای یا حسین از نرمی خاموش شود.

چند روز بعد در کمیته آن زمان جلسه ای برگزار شد که بین افراد مصالحه کنند، در این جلسه صحبت هایی می شود که هر دو طرف بر سر آن توافق کنند که ناگهان حاج مرشد از جا بلند می شود و با صدای بلند فریاد می زند تا من زنده هستم نمی گذارم صدای یا حسین از زمان آباد (نرمی) خاموش شود.

بعد از این که از مسافرت برگشتم تصمیم گرفتیم به همراه حاج مرشد خدمت مراجع تقلید برسیم و ضمن گرفتن فتاوا، کسب تکلیف کنیم؛ بنا بر این در ماه رمضان هفت روز نماز صبح را که می خواندیم سوار ماشین می شدیم و با حاج مرشد استفتاء را خدمت مراجع تقلید می رساندیم و فتوا را می گرفتیم و ظهر باز می گشتیم.

از آیت الله مرعشی، دفتر امام خمینی (ره) و سایر مراجع قم در رابطه با خواندن زیارت عاشورا، دعای ندبه و دعای کمیل و برپایی تعزیه فتوا گرفتیم و برای برگزاری تعزیه و محالس عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام مصمم تر شدیم.

اگر آن حرکت و جدیت نبود امروز معلوم نبود اسمی از امام حسین (ع) و اهل بیت علیهم السلام در منطقه بماند یا مراسم های تعزیه برگزار شود یا خیر؛ همچنان که کتاب های مفاتیح ۲۳ سال پیش مانده در آستان امامزاده ابراهیم (ع)؛ دعای ندبه، کمیل، توسل و زیارت عاشورا ندارد، این نشانه ای از همان مخالفت ها و اعتراض ها علیه مجالس و روضه امام حسین (ع) است.

مخالفان برگزاری مجالس عزاداری در مقابله با روشنگری های حاج مرشد چه کردند؟

پس از این که مخالفان نتوانستند جلوی روشنگری های حاج مرشد را بگیرند در مجلس او را دعوت کرده و در چایی او سرمه ریختند و صدای رسا و خوش کسی که تعزیه خوان و مرشد و مداح اهل بیت بود را خاموش کردند…

سوادش را از امام حسین (ع) گرفت

حاج مرشد شش ماهه بود که پدرش را از دست داد و یتیم بزرگ شد. حدود ۱۹ ساله بود که به کربلای معلی مشرف شد و از این که نمی توانست دعا و زیارت بخواند بسیار ناراحت بود، بنا بر این در حرم اباعبدالله الحسین (ع) نذر کرد که اگر بتواند کلمه ای از کلمات ادعیه و زیارت های امام خسین (ع) را بخواند؛ خودش را وقف امام حسین (ع) کند. در زمستان همان سال در یکی از مجالس قرائت قرآن متوجه شد که می تواند قران بخواند؛ این هم کرامتی است از حضرت سیدالشهداء (ع) به حاج حسینعلی نریمانی ذاکر آل الله و قرائت قرآن حاج مرشد به حدی خوب شد که استاد قران شد و در آموزش و پرورش استخدام و به تدریس درس قرآن پرداخت.

حاج مرشد مداحان و تعزیه خوان های زیادی را تربیت کرد و آموزش داد…

روحش شاد و یادش در خاطره ها؛ گرامی…

دانلود فیلم نوحه خوانی حاج مرشد در محرم ۱۳۷۲

انتهای پیام /


دیدگاه برای “«حاج مرشد» زندگی اش را وقف امام حسین (ع) کرده بود/چه کسانی فریاد روشنگری اش را خاموش کردند
  1. با سلام
    اگه به آزادی و آزادگی اعتقاد دارید واگه به حرمت قلم ایمان دارید سعی در نشر اکاذیب نداشته ودر مورد مطالبی که منتشر می کنید دقت داشته و از صحت آن مطمئن شوید چرا که به نظر من گمراه کردن مردم بدترین گناهی است که می توان مرتکب شد
    لازم است ، ذهن شما به مسائل منطقه ای که در آن روزنامه نشر می دهید و چشم شما به وقایعی که در این منطقه افتاده روشن شود تا درستی سخنان هر کس را از لباس و مقام و جایگاه او نجویید و بیشتر به تحقیق و جمع آوری اسناد بپردازید زیرا تهمت و افترا گناهی است نابخشودنی در پیشگاه خداوند ،
    لازم است چشم برخوار چشمان خود را به قول سهراب شستشو دهد تا با دیدی واقع بینانه وقایع قبل و در زمان وقوع انقلاب را روستای زمان آباد معروف به نرمی را نگاه کند و نشر دهد
    دکتر علی شریعتی مردی نیست که ملعبه دستان روحانی نمایی از روستاهای اطراف اصفهان شود
    شریعتی یکی از ستون های انقلاب است نقش روشنگرانه شریعتی پیش از انقلاب به حسینیه ارشاد محدود نبود
    تعداد صفحات کتابهایی که شریعتی در رسای اسلام و اهل بیت نوشته بی شک از تعداد سالهای عمر این ملای ظاهر بین بیشتر است
    چگونه می توان باور کرد دوستداران این چنین مردی که در زندان ستم شاهی تنها شکنجه اش دریغ کردن قلم و کاغذ از او بوده است با چماغ به مسجدی حمله کنند
    چگونه می توان باور کرد کسانی که بعد جزء شهیدان وجانبازان این منطقه شدند روزی به مسجدی حمله کرده باشند
    چگونه می توان باور کرد دوستداران دکتری که معلم شهید لقب گرفت و شهادت را وشهید را قلب تاریخ می دانست مجلس سالار شهیدان را بر هم زنند
    آری امروز باید از خود این چنین دفاع کنند کسانی که عموی شهید اینجانب را تا سر حد مرگ تهدید کردند ، آنانی که عموی جانباز بنده را تهدید و فرزندش را از کار بیکار کردند
    کافی است در این روستای کوچک قدمی بزنید و سراغی بگیرید از جوانانی که به جرم هم مسلک نبودن با این جماعت دستانشان از کار دور مانده
    جوانانی که از کار اخراج شدند ، بنده جهت عضویت در بسیج با نامه ای به منزل ایشان رفتم
    ایشان در پاسخ به بسیج محل اینگونه مرقوم فرموده بودند
    من با ایشان و خانواده ایشان آشنایی ندارم
    توجه شما را به سابقه خانواده خود این روستا جلب می کنم
    عموی شهید ، عموی جانباز ۷۰ درصد و عضو سپاه ، پدر سابقه جبهه غرب ، پدر بزرگ سابقه جبهه ، دایی پدر اولین شهید منطقه برخوار و عضو سپاه ، پسر خاله پدر شهید
    هیئت عذاداران امام حسین که ایشان در آن هیئت امام جماعت می باشند هر سال با همراهی این روحانی به منزل ما و پدربزرگم جهت عرض احترام به عموی شهیدم و عموی جانبازم به منزل ما می آیند و می آمدند

    بنده کمترین حاضرم افرادی را معرفی کنم که وقایع آن دوران را به تفسیر برای شما شرح دهند البته اگر خواهان حقیقت باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.