متن خطبه امام جمعه برخوار (دولت آباد)

حماسه ۹دی باید جایگاه ویژه‌ای در کتاب‌های درسی دانش‌آموزان پیدا کند تا از این طریق درحوزه شعر و معنا و داستان بتوانیم حماسه عاشورا را به حماسه ۹ دی پیوند بزنیم.

آیین عبادی سیاسی نمازجمعه شهرستان برخوار(دولت آباد) مورخ۰۶ /۱۰/۹۲ به امامت حضرت حجه الاسلام والمسلمین سرافراز

خطبه اول:

السلام علیکم ورحمهالله.بسم الله الرّحمن الرّحیم.الحمدلله نحمده ونستعینه و نؤمن به و نتوّکل علیه و نعوذ بالله من شرورانفسناومن سیّئات اعمالنا و نصلّی و نسلّم علی البشیرالنّذیرالسّراج المنیرالعبدالمویّدالرّسول المسددالمصطفی الامجدالمحمود الاحمد مولانا ابی القاسم محمّد صلی الله علیه و علی آله الطّیبین الطّاهرین المعصومین المکرّمین سیما بقیه الله فی الارضین ولعنهالله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.اللّهم کن لولیک الحجه ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعه و فی کلّ ساعه ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً ودلیلاً وعیناً حتّی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً.عباد الله اوصیکم و نفسی بتقوی الله و اخوّفکم من عقابه. خودم و همه شما بندگان خوب و شایسته خدا را به تقوای الهی وترک معاصی توصیه و سفارش می کنم و از عقابش برحذرمیدارم.

قرآن، تقوا را معیار ارزشمندى و کرامت انسان‏ها را در برخوردارى هرچه بیشتر از آن مى‏داند و با اندیشه اصالت قدرت و ثروت، مبارزه گرده و آن را در نظام ارزشى خویش مُلغى ساخته است. قرآن کریم مى‏فرماید:

«وَاصْبِرْ نفسَکَ مَعَ الّذین یَدعُون ربَّهُم باِلْغَداوه وَالْعشِىِّ یُریدون وَجْهَهُ و لاتَعْدُ عیناک عَنْهُمْ تُریدُ زینهَ الحیوهِ الدُّنْیا وَ لاتُطِعْ مَنْ اَغْفَلنا قَلْبَهُ عَن ذِکرنا وَاتَّبَعَ هَویهُ وَ کانَ اَمرُهُ فُرُطاً»(کهف۲۸) با کسانى باش که پروردگار خود را صبح و شام مى‏خوانند و تنها رضاى او را مى‏طلبند. و هرگز به خاطر زیورهاى دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر و از کسانى که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم. اطاعت مکن؛ همان‏ها که از هواى نفس پیروى کردند و کارهایشان افراطى است.

مفسّران در شأن نزول آیه، نوشته‏اند که:عدّه‏اى از ثروتمندان مغرور به حضور پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله‏ وسلم رسیدند و در حالى که به «اصحاب صفّه» و تهى‏دستان پاک‏سیرت همانند سلمان، ابوذرو عمّار اشاره مى‏کردند، گفتند:

اگر تو در بالاى مجلس بنشینى و این‏گونه افراد را که بدنى بدبو و جامه‏هایى پشمینه برتن دارند، از خود دور کنى با تو همراه خواهیم شد و به سخنانت گوش خواهیم داد. تنها وجود این افراد است که مانعى عمده براى حضور ما در مجلس شما شده است.

در این زمان آیه فوق نازل شد و جایگاه متعالى صفّه‏نشینان تهى‏دست را که قلبى مالامال از عشق و اخلاص داشتند، بیان داشت. پس از آن پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم به جست‏وجوى آنان برخاست و در حالى‏که آنان را در آخر مسجد یافت، فرمود:

«الحمدللّه الّذى لم یَمُتْنى حتّى اَمَرَنى اَنْ اَصْبِرَ نفسى مع رجالٍ من امّتى معکم المحیا و معکم الممات(مجمع البیان ج۳ ذیل آیه)؛ حمد خدا را که مرا نمیراند تا این که به من دستور داد با شما باشم.زندگى‏ام باشما و مردنم نیز با شما خواهد بود.»

گذشتگانِ این مستکبران نیز همین ایراد را با نوح پیامبر(ع) در میان گذاشتند که قرآن مى‏فرماید:«اشراف کافر قومش (در پاسخ نوح) گفتند: ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمى‏بینیم و کسانى را که از تو پیروى کرده‏اند، جز گروهى پست و ساده‏لوح مشاهده نمى‏کنیم و براى شما فضیلتى نسبت به خود نمى‏بینیم؛ بلکه شما را دروغگو تصوّر مى‏کنیم.»

سپس قرآن کریم پاسخ نوح علیه‏السلام را بیان مى‏کند و مى‏فرماید:«وَ ما انَا بِطارِد الّذین آمنوا اِنّهم مُلاقوا ربّهم» (هود۲۷-۲۸)

من آنها را که ایمان آورده‏اند، از خود دور نمى‏کنم، چرا که آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند کرد.

در راستاى همین تفکّر مادّى جمعى از بنى‏اسرائیل پس از برگزیده شدن طالوت به فرماندهى، گفتند: چگونه او بر ما حکومت کند با این‏که ما از او شایسته‏تریم و او ثروت زیادى ندارد؟! قرآن کریم پاسخ اشموئیل پیامبر علیه‏السلام را این‏چنین بیان مى‏دارد: «قالَ اِنَّ اللّهَ اصْطَفیهُ عَلَیْکُمْ و زادَهُ بَسْطَهً فىِ‏الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ»(بقره۲۴۷)

گفت: خداوند او را بر شما برگزیده و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشیده است.

با دقت در سیره اخلاقى ابى‏عبداللّه علیه‏السلام نیز همین جلوه‏هاى متعالى و مفاهیم بلند را مشاهده مى‏کنیم که دو نمونه از آن ذکر مى‏شود:

الف) انسان‏هاى وارسته از هر طبقه و نژاد، گرد هم آمده‏اند تا عاشقانه‏ترین نظام عزّت وکرامت انسانى را در کربلا تجسّم بخشند. یکى از آنها «جون» است که قبلاً غلام ابى‏ذرغفارى بوده است. با گوهر محبت و ولایت در کربلا حضور یافته است و بى‏اعتنا به تحقیر دنیاگرایان، عزّت خویش را در همراهى سیدالشهدا علیه‏السلام دیده است.

هریک از یاران ابى‏عبداللّه علیه‏السلام به سوى نبرد حرکت مى‏کند و مدتى نمى‏گذرد که بدنش نقش زمین مى‏شود و به ملکوت اعلى پر مى‏کشد. او نیز خود را آماده مى‏کند تا در صف بلاجویان دشت کربلا قرار بگیرد؛ پس به حضور امام حسین علیه‏السلام مى‏رسد و مى‏گوید:

بدنم بدبو و رنگم سیاه و بى‏بهره از نسب و قبیله هستم؛ امّا شوق بهشت، بى‏تابم کرده است. پس بهشت را ارزانى من‏دار تا بوى بدنم خوش و حسب و نسب من شرافت یابد و صورت من سفید گردد. به خدا سوگند! از شما جدا نخواهم شد تا خون من با خون پاک شما مخلوط گردد.سپس از امام حسین علیه‏السلام رخصت طلبید و به میدان شتافت؛ مبارزه‏اى شگفت نمود تا این‏که بر زمین افتاد. اگرچه سراسر وجودش عشق و محبّت به امام بود و تنها آرزوى او از این دنیا، این بود که یک‏بار دیگر نگاهش بر چهره پرمهر ابى‏عبداللّه علیه‏السلام نقش بندد، اما تصوّرات پیشین او، که در پیشگاه حضرت آن را اظهار کرد، به او اجازه نمى‏دهد که از ابى‏عبداللّه علیه‏السلام بخواهد تا بربا لینش حاضر گردد. ولى بر خلاف این تصوّرات، مشاهده مى‏کند که امام بر بالین او حاضرگشته و دعاى خویش را بدرقه راه آخرتش مى‏نماید و مى‏فرماید:

«اللّهُمَّ بِیِّضْ وَجْهَهُ، و طَیِّبْ ریحَهُ وَاحْشُرْهُ مَعَ الاَبْرارِ و عَرِّفْ بَیْنَه و بَیْنَ محمّد و آل محمّد(بحارج۴۷ص۲۲-۲۳)؛ بارالها! روى او را سفیدگردان و بوى او را خوش کن و بین او و محمد و آل محمد آشنایى و شناسایى ده.»

ب) روزى امام حسین علیه‏السلام از کنار جمعى از فقرا گذشت، که عباى خود را پهن و نان خشکى را بر آن نهاده و مى‏خوردند. چون آن حضرت را دیدند، او را دعوت کردند، حضرت نزد ایشان نشست و فرمود: اگر این مال صدقه نبود، آن را مى‏خوردم. سپس فرمود: برخیزید به سوى خانه من آیید. آنان را با خود به خانه برد و میهمان کرد و لباس به آنها هدیه کرد و دستور داد تا پول نیز به آنان بدهند.(بحارالانوارج۴۴ص۱۹۱)

عنایت فرمودید که سیره اخلاقى ابى‏عبداللّه علیه‏السلام نیز بروز و ظهور همین جلوه‏هاى متعالى و مفاهیم بلند قرآنی است که مى‏فرماید:

« وَاصْبِرْ نفسَکَ مَعَ الّذین یَدعُون ربَّهُم باِلْغَداوه وَالْعشِىِّ یُریدون وَجْهَهُ و لاتَعْدُ عیناک عَنْهُمْ تُریدُ زینهَ الحیوهِ الدُّنْیا وَ لاتُطِعْ مَنْ اَغْفَلنا قَلْبَهُ عَن ذِکرنا وَاتَّبَعَ هَویهُ وَ کانَ اَمرُهُ فُرُطاً »(کهف۲۸)

امیدواریم انشاالله همه ما بتوانیم سیره اهلبیت(ع)را سرلوحه کار و زندگی خودمان قراردهیم.

پروردگارابه همه ما توفیق شناخت وظیفه و عمل به وظیفه عنایت بفرما.آمین یا رب العالمین

انّ احسن الحدیث و ابلغ الموعظه کتاب الله العزیز. اعوذبالله من الشیطان الرّجیم. بسم الله الرحمن الرّحیم . قل اعوذ بربّ النّاس* ملک النّاس*اله النّاس *من شرّالوسواس الخنّاس*الّذی یوسوس فی صدورالنّاس* من الجنّه والنّاس *صدق الله العلی العظیم والسلام علیکم ورحمه الله.

خطبه دوم: بسم الله الرّحمن الرّحیم. الحمدلله نحمده و نستعینه و نؤمن به و نتوکل علیه و نعوذبالله من شرور انفسنا و من سیئات اعمالنا و نشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له و ان محمدا عبده و رسوله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین کله ولو کره المشرکون.اللّهم صلّعلی محمّد عبدک و رسولک سیّدالمرسلین و صلعلی علی امیرالمؤمنین و وصی رسول رب العالمین و صلعلی الصّدیقه الطّاهره فاطمه الزّهراء سیده نساءالعالمین و صلعلی الحسن والحسین سیدی شباب اهل الجنّه اجمعین و صلعلی ائمه المسلمین علی ابن الحسین و محمد ابن علی و جعفرابن محمد و موسی ابن جعفر و علی ابن موسی و محمدابن علی و علی ابن محمد والحسن ابن علی و الخلف الصالح القائم المنتظرالمهدی. اللهم افتح له فتحا یسیرا وانصره نصرا عزیزا. عبادالله اوصیکم و نفسی بتقوی الله و اخوّفکم من عقابه. بازهم خودم و همه شما عزیزان را به تقوای الهی و ترک معاصی توصیه و سفارش می کنم و ازعقابش برحذرمیدارم.

انسان باید همیشه و در همه حال به خدای تبارک و تعالی توکل داشته باشد.حسن ظن و اعتماد به خدا داشته باشد. و همیشه از خدا بخواهد که او را به خودش وانگذارد؛چون انسان موجود بسیارضعیف و محتاجی است که بدون کمک و هدایت خدای تبارک و تعالی اصلا نمی تواند زندگی کند.

از اُم سلمه همسر پیغمبر نقل شده که رسول خدا(ص) مکرر دعا می فرمود:”الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا” خدایا یک چشم برهم زدن مرا به خودم وامگذار.ام سلمه پرسید: یا رسول الله شما با این مقام و عظمت و منزلت چنین در خواستی را از خدا می کنید؟پیغمبرفرمود:ای ام سلمه برای جناب یونس لحظه ای غفلت حاصل شد و آنچنان در شکم ماهی دریا گرفتارشد.

ما هم از خدا عاجزانه و خالصانه تمنّاکنیم که خدایا آنی و کمتر از آنی ما را به خودمان وامگذار.

روزهای پایانی ماه صفر یاد آور خاطره های بسیارتلخ و مصائب بزرگی است. ازدست دادن رسول گرامی اسلام محمدمصطفی(ص) و شهادت سبط اکبر امام حسن مجتبی(ع) و شهادت امام رئوف حضرت رضاعلیه آلاف التحیه والثناء.

امّا آن روز که رسول خدا در سال یازدهم هجری روز ۲۸ ماه صفر به رحمت پروردگار شتافت غم و اندوه بی پایان همه عالم را فرا گرفت امیر المؤمنین علی(ع)که طبق وصیت وسفارش پیغمبرغسل وتکفین پیغمبررابرعهده داشت،موقع غسل بدن مبارک پیغمبر منقلب ودلشکسته بودباآن اشکی که همراه باآب غسل پیغمبر مخلوط شده بودپیغمبررامخاطب قراردادوگفت:بابی انت و امی یا رسول الله پدرومادرم به فدایت یارسول الله بامرگ تو برکاتی قطع شدکه در مرگ هیچ پیامبری قطع نشد.

یا رسول الله اگر تمام عمرم را در اندوه و غم باشم در برابر جدایی تو ناچیز است.

رحلت پیغمبرعزیزاسلام برای دردانه اش حضرت زهرا(س) آنچنان جانگداز و جگرسوزبودکه وقتی امیر المؤمنین(ع) بدن مبارک پیغمبر را از زیرلباس غسل می داد،فاطمه زهرا تقاضاکردکه پیراهن پیغمبر را به من بدهید وقتی حضرت زهرا پیراهن پیغمبر را گرفت و بویید از هوش رفت. شب و روز در فراق پدر اشک غم از دیدگان مبارک حضرت زهرا جاری بودتا جاییکه چند روزی بیشتربعد از رحلت پیغمبر در این دنیا دوام نیاورد.

یکی از اعمالی که برای روز ۲۸ صفر وارد شده زیارت پیغمبرعزیز اسلام از بعید است یعنی از راه دور؛که در کتاب ارزشمند مفاتیح الجنان وارد شده است.

امام حسن مجتبی(ع) به رسول خدا عرض کرد:یا رسول الله پاداش کسی که شما را زیارت کند چیست؟رسول خدافرمود: ای فرزند عزیزم هرکس مرا در حال حیات یا پس از مرگ زیارت کند،یا آنکه زیارت کند پدرت یا تو یا برادرت را بر من لازم است که او را پس از مرگش زیارت کنم و او را از گناهانش خلاص کنم.(سفینه البحارجلد۱صفخه ۵۶۳)همچنین حضرت فرمودند: هرکس پس از مرگ من، قبر مرا زیارت کند همانند کسی است که در حال حیات من برای زیارتم آمده باشد و فرمود: اگر نمی توانید از نزدیک مرا زیارت کنید از دور زیارت کنید و به من سلام بفرستید که سلام شما به من می رسد.

” انّ الله و ملائکته یصلون علی النّبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما.(اللهم صلعلی محمدوآل محمدوعجل فرجهم).

روز ۲۸ ماه صفر همچنین سالروز شهادت مظلومانه و غریبانه امام حسن مجتبی(ع) است.

آن حضرت در سال۵۰هجری در سن چهل و هفت سالگی مسموم و به شهادت رسیدند.

ابن عباس حدیثی را از پیغمبرعزیز اسلام نقل می کند که حضرت فرمودند: چون فرزندم حسن را به زهر شهید کنند ملائکه آسمانها بر او گریه کنند و هرکس بر او گریه کندچشمانش نابینا نشود در روزی که دیده ها نابینا می شوند و هرکس بر مصیبت او اندوهناک شود اندوهگین نشود،روزی که دلها اندوهگین باشند و هرکس او را در بقیع زیارت کند،قدمهای او بر صراط ثابت باشد روزی که قدمها بر آن لرزان است.

امّا روز آخر ماه صفر که مصادف است با شهادت مظلومانه و جانسوز هشتمین پیشوای مسلمین جهان امام رئوف حضرت رضاعلیه آلاف التحیه والثّناء که در سال ۲۰۳ هجری در سن۵۵ سالگی به دست مأمون عباسی به وسیله انگور یا آب انار زهر آلود مسموم و به شهادت رسیدند.شخصی به امام رضا(ع) اعتراض کردکه شما چرا ولایتعهدی در دربار مأمون در دستگاه طاغوت را پذیرفتید؟در حالیکه شما اهل بیت انسانهای پاک، مطهر و از ستمگران و ظالمین بیزار هستید؟ امام رضا(ع) اینگونه پاسخ فرمودندکه: آیا شأن پیامبربالاتر است یا شأن جانشین پیامبر؟ آن معترض گفت: شأن پیامبر بالاتر است. امام (ع) دو مرتبه از آن شخص سؤال کرد: یک پادشاه مشرک بدتر است یا یک پادشاه مسلمان فاسق؟ گفت: پادشاه مشرک!

حضرت فرمود: آیا جُرم کسیکه همکاری با دستگاه جور را خودش با اختیارخود انتخاب کرده و درخواست کرده بالاتر است یا کسیکه او را با زور وادار به همکاری کرده اند؟ گفت: آن کیسکه خودش با اختیار درخواست کند.

امام رضا(ع)فرمود: یوسف صدیق پیغمبر بود و عزیز مصر کافر مشرک.حضرت یوسف خودش تقاضا کرد که با حکومت کفر همکاری کند.قرآن در این زمینه از زبان آن نبی والامقام درآیه ۵۵سوره یوسف می فرماید:(اجعلنی علی خزائن الارض انّی حفیظ علیم)حضرت یوسف تقاضا کرد از عزیز مصر که من را به سرپرستی خزینه های حکومت خودت قرار بده که من پاسداری دانا هستم.

بعد حضرت فرمود: عزیزمصر کافر بود و مأمون، مسلمان فاسق، یوسف؛ پیامبر بود و من وصی پیامبرهستم. یوسف، پیشنهاد همکاری با حکومت داد ولی مرا به این کار وادار و مجبورکرده اند. به این ترتیب امام رضا (ع) به آن مرد معترض فهماند که من کاری کردم که یک پیغمبر الهی هم آن عمل را انجام داده و رضایت خداوند هم درآن بوده.

خداوند از عمل یوسف در قرآن گله ای نکرده، چون هدف حضرت یوسف گره گشایی از کارمردم و خدمت به خلق بوده است.امام رضا(ع)هم با پذیرش ولایتعهدی کاری را کردند که پیغمبر خدا کرده بود و مورد رضایت الهی هم بود.

۲شنبه مصادف است با سالروز ۹ دی روز بصیرت و میثاق امت با ولایت:

ملّت ایران در نهم دی ماه سال ۸۸ با حضور آگاهانه و مقتدرانه و بیعت دوباره با آرمان‌های امام خمینی(ره) و مقام معظّم رهبری حماسه‌ای جاودان و به یاد ماندنی را در تاریخ انقلاب آفریدند. مردم مؤمن و غیرتمند ایران در این حماسه باشکوه، چنان بصیرت وهوشیاری را به نمایش گذاشتندکه به فرموده مقام معظّم رهبری: «اگر صدها بار هم برای نعمت هوشیاری این ملّت، سجده شکر به جای آورده شود، باز هم کم است.

حماسه‌ای که محاسبات دشمن را به هم ریخت؛بدون شک اگر درایت و بصیرت رهبر معظّم انقلاب و همراهی و هوشیاری مردم نبود، آتش فتنه به این زودی‌ها خاموش نمی‌شد.

یکی ازمهمترین علل ماندگاری این حماسه، بصیرت و غیرت دینی است؛ فتنه گران در روز عزای امام حسین(ع)، در سال۸۸ آمده بودند تا تقاص شکستشان در پای صندوق های رأی را، با توهین به عزیزترین سرمایه مردم، یعنی دین و باورهای دینی آنها به ویژه عاشورا بگیرند و به گمان خود، کار انقلاب و نظام را تمام کنند؛ اما ایستادگی و مقاومت مرصوص ملت که نتیجه بصیرت و غیرت دینی آنها بود، دشمن را ناکام گذاشت.

ما معتقدیم این دست‌هایی که مردم در مُحرّم و صفر در عزای امام حسین (ع) به سر و سینه می‌زنند در حقیقت فرهنگ عاشورا و کربلا و وفاداری و عشق به امام و ولایت را در قلب و سینه خود ذخیره می‌کنند.

ملت ما بیش از هزار سال است که تمرین می‌کند اگر عاشورایی رخ داد در کنار حسین (ع) و با یاران حسین باشد.ملت ما بیش از هزار سال است که تمرین می‌کند اگر جنگ جمل یا نهروان یا صفینی رخ داد در ایستادن در کنار علی (ع) تردید نکند. ۹ دی سال ۸۸ یکی از همان روزهایی بود که ملت احساس کرد در کربلاست و باید به ندای هل من ناصر ینصرنی امام حسین (ع) پاسخ دهد.

مهمترین ویژگی مردم دین‌دار و ولایتمدار ایران این است که در ماجرای فتنه، همچون مردم زمان علی (ع) در توطئه و فتنه خوارج و جنگ جمل گرفتار نشدند و بر امام زمان خود شمشیر نکشیدند، بلکه به حمایت از دین و ولایت برخاستند و ولایت ستیزان را سر جای خود نشاندند.حماسه ۹دی، روایتی عالمانه از پیوند عاشورایی امت با رهبری امت بود.

تاریخ را باید درست و صحیح خواند و عبرت گرفت. مردم ایران ثابت کردند تاریخ اسلام و ایران را خوب خوانده‌اند و خوب هم عبرت گرفته‌اند. سند این حرف هم حماسه تاریخی ۹ دی سال ۸۸ است. این روز یک صفحه زرین در تاریخ معاصر است.

نتیجه این که: حضور باشکوه مردم نشان داد که درست در روزهایی که همه حرمتها شکسته شد، مردم ایران زنده و بیدار بودند. در روزهایی که همه تعارفات کنار گذاشته شد و فضا چنان آشفته بود که هر کسی که مشکلی با نظام داشت، می‌توانست از فرصت به دست آمده استفاده کند و مشکلش را نشان بدهد و علیه نظام شعار بدهد، دیدیم که چنین نشد. کسانی در حماسه ۹ دی به خیابان آمدند و از نظام و رهبری دفاع کردند که شاید از وضعیت معیشتی و مادی خود شکایت داشته باشند، اما آمدند. کسانی به خیابان آمدند که شاید از ما و امثال ما، برخوردهای ناشایستی هم دیده باشند، اما آمدند! کسانی به خیابان آمدند که شاید انتظارش را نداشتیم، اما آمدند.و انشاالله امسال هم ملت ایران پرشورترازهرسال خواهندآمد و پاسخ تهدیدها وگستاخی‌های اخیر آمریکا را خواهند داد و مشت محکمی بر دهان یاوه گویان و فتنه گران و بدخواهان این نظام و ملت خواهند زد.

مسئولان نظام باید قدر این حضور آگاهانه و این حماسه باشکوه و قدر این ملّت بزرگ را بدانند و شکرگزار آنها باشند و همه همت و تلاش خود را در جهت خدمت رسانی بی منت به این ملت عزیز و رفع مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم به کار گیرند که این البته خواسته مردم و رهبری عزیز از مسئولان نظام اسلامی است.

بعنوان پیشنهاد به متولیان امرتعلیم و تربیت عرض میکنم که:حماسه ۹دی باید جایگاه ویژه‌ای در کتاب‌های درسی دانش‌آموزان پیدا کند تا از این طریق درحوزه شعر و معنا و داستان بتوانیم حماسه عاشورا را به حماسه ۹ دی پیوند بزنیم.

این روزها مسیحیان سراسر جهان، میلاد پیامبری را جشن می‌گیرند که تولد و عروجش به آسمان، نشان از بزرگی پروردگار است و روزی با منجی عالم بشریت، مهدی موعود(عج) ظهور می‌کند و جهان را سرشار از حق و عدالت می‌کند و گردنکشان و ظالمان را به تبعیت از حق وا‌ می‌دارد. ولادت حضرت مسیح(ع)را تبریک عرض میکنیم.

پیام حضرت مسیح(ع) «معنویت، عدالت، صلح و دوستی» است؛ آیا سردمداران کشورهای مسیحی به این پیام عمل می‌کنند؟ اگر حضرت عیسی مسیح(ع) در این روزگار بود آیا واقعاً تجویز می‌کرد که ملت ایران به دلیل همراهی نکردن با غرب، ۳۰ سال مورد تحریم باشد؟ آیا اجازه می‌داد به ادعای واهی وجود سلاح های کشتار جمعی، هزاران نفر در عراق کشته ‌شوند؟ آیا رفتاری که غرب با مردم بحرین و فلسطین دارد، رفتاری است که از پیروان یک پیامبر الهی انتظار می‌رود؟ آیا رواست مسلمانان که برای دیگر ادیان الهی چنین احترامی قائلند، به دلیل برخی از اتهامات و خیالات باطلی که درباره مسلمانان مطرح می‌شود، در کشورهای گوناگون حقوق‌شان مورد ظلم و تجاوز قرار بگیرد و حتی در مواردی شاهد کشتار و نسل‌کشی مسلمانان باشیم؟امیدواریم کشورهایی که خود را پیرو حضرت مسیح (سلام الله علیه) می‌دانند و بویژه رؤسای آنها، پیام این پیامبر الهی را درک و راه ایشان را دنبال کنند.

پروردگارا اسلام و مسلمین عزّت و قوّت و نصرت عطا بفرما.پروردگارا دشمنان اسلام خوار و ذلیل و نابودبگردان. درفرج و ظهورامام زمان تعجیل بفرما.رهبرمعظم انقلاب درپناه امام زمان محافظت بفرما.روح مطهرحضرت امام و شهدای عزیز از ما راضی و خشنود بدار. در دنیا و آخرت بین ما و قرآن و اهلبیت جدایی میانداز.عاقبت امر همه ما ختم به خیر بگردان. باران پرخیر و برکتت را بر ما نازل بفرما.اللهم اغفرللمؤمنین والمؤمنات والمسلمین والمسلمات الاحیاءمنهم والاموات ربنا آتنا فی الدّنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قناعذاب النّار.ان الله یأمر بالعدل والاحسان و ایتاءذی القربی و ینهی عن الفحشاء والمنکر و البغی یعظکم لعلکم تذکرون. اعوذبالله من الشّیطان الرّجیم. بسم الله الرّحمن الرّحیم انّااعطیناک الکوثرفصل لربّک و انحر انّ شانئک هو الابتر. صدق الله العلی العظیم. والسّلام علیکم و رحمه الله.



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.