بررسی ساختار فعل در گویش خورزوقی

گویش مردمان برخوار (خورزوق، گز و کمشچه) جزء گروه جنوب غربی گویش های ایران مرکزی است. گویش خورزوقی با داشتن واژگان اصیل و کهن پارسی از ذخایر فرهنگی، معنوی شهرستان برخوار است.

به گزارش چشم برخوار، محمد اورنگی خورزوقی / گویش های مرکزی ایران که در منطقه میان اصفهان، یزد، تهران و همدان (ماد بزرگ) رواج دارد به شش گروه تقسیم می شود.

گویش مردمان برخوار (خورزوق، گز و کمشچه) جزء گروه جنوب غربی گویش های ایران مرکزی است. گویش خورزوقی با داشتن واژگان اصیل و کهن پارسی از ذخایر فرهنگی، معنوی شهرستان برخوار است.

این مقاله به بررسی ساخت انواع فعل و ضمایر پی بستی، شناسه های فعلی، وندهای تصریفی شامل: وند مصدری، وند وجه (نمود غیر استمراری)، وند استمراری، وند نفی، وند سببی و الگوی ساخت و نفی افعال که امروزه بین گویشوران این محل رایج است، می پردازد و مشخص می کند که این گویش قوانین صرفی خاص خود را دارد و از قوانین صرف فارسی پیروی نمی کند. همچنین نوع شناسه های که به فعل می چسبد؛ لازم و متعدی بودن فعل و جایگاه ضمایر شخصی (پی بستی) و شناسه های فعلی از موارد تمایز این گویش با زبان فارسی است.

مقدمه

در ایران زبان و گویش هر منطقه ای، بخش مهم و با ارزش میراث فرهنگی و معنوی (ناملموس) آن به شمار می رود که ریشه در فرهنگ و تاریخ کهن این سرزمین دارد. واژگان هر گویش می تواند بسیاری از مشکلات واژه شناسی و دستوری را حل کند و در ساختن واژگان نو مورد استفاده قرار گیرد. از آن جهت که گویش های ایرانی بازمانده زبان مشترک ایران باستانند، با بهره گیری از گنجینه واژگان این گویش ها می توان نکات مبهمی را که در متون کهن زبان فارسی وجود دارد برطرف کرد. همچنین، توصیف گویش ها می تواند در تدوین اطلس زبان شناختی مؤثر باشد. بسیاری از گویش های محلی به علت های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در کشور ما در حال از بین رفتند. قابل ذکر است که امروزه به دلیل استفاده از وسایل ارتباط جمعی و مهاجرت روستاییان به شهرها زبان رسمی در حال جایگزین شدن گویش های محلی است. به عبارت دیگر از آنجایی که درصد بیشتری از گویش ها در حال از بین رفتند، بعضی از بخش های نحوی دست خوش تغییرات بسیاری می شوند و برخی دیگر در مقایسه با زبان معیار تغییرات کمتری را نشان می دهند. از طرف دیگر گویش های محلی به سبب دور بودن از تهاجمات، تحولات تاریخی کندتر و کمتری دارند. در میان مباحث نحوی، حروف گویش ها به دلیل ارتباط تنگاتنگ با ساختار زبان تفاوت کمتری را نسبت به مباحث دیگری مانند فعل به خود اختصاص می دهند. با وجود این در بعضی مناطق به سبب ویژگی های خاص تاریخی و جغرافیایی نحوه به کارگیری حروف کاملا متمایز است، لذا حفظ و صیانت از این میراث فرهنگی معنوی بر عهده همگان است.

گویش های شهرستان برخوار (خورزوق، گز و کمشچه) و گویش کلیمیان اصفهان از جمله گویش های گروه جنوب غربی ایران مرکزی است. در این میان، شهر خورزوق واقع در ده کیلومتری شمال اصفهان از شهرستان برخوار جمعیتی بالغ بر ۲۸ هزار نفر (با احتساب محله های دلیگان و اسلام آباد) که اخیراً به این شهر افزوده شده) تنها حدود ۱۰ الی ۱۱ هزار نفر گویشور با گویش خورزوقی محاوره می کنند.

در گویش خورزوقی با گذشت چندین قرن هم اکنون بسیاری از واژه ها مشابه واژه های اوستایی است. گذشتگان و نیاکان این محل در زمان های پیشین که از سکونت گاه به مزارع و چشم اندازه های اطراف رفت و آمد داشته اند،

نام های اوستایی را بر این نام جایها نهاده اند. به عنوان مثال واژه aševӑ به معنی درستکاران (پیروان راستین زرتشت)، واژه ӑp-nubӑt به معنی فرشته آب و باران، واژه snӑ به معنی محل شستشو و واژه noxojӑr به معنی محل صید و شکار در کتب اوستا آمده و هم اکنون واژه های ذکر شده، با همین نام ها محاوره می شوند.

۱ – توصیف ساختار فعل

فعل اصلی ترین مقوله هر زبانی است و از مواردی است که منجر به تمایز گویش ها با زبان فارسی می شود. به طوری که صرف فعل در زمان های مختلف در گویش خورزوقی قوانین خاص خود را دارد. در دستور زبان این گویش فقط دو زمان مضارع و ماضی وجود دارد و ساخت خاصی برای زمان آینده وجود ندارد. این دو زمان با دو بن مضارع و ماضی نشان داده می شوند. بن مضارع فقط در سه ساخت مضارع التزامی، مضارع اخباری (استمراری) و امری است و بن ماضی در بقیه ساخت ها به کار می رود. از نظر رابطه ساختی بین دو بن مضارع و ماضی، افعال را می توان به دو دسته با قاعده و بی قاعده تقسیم کرد. افعال باقاعده بن ماضی مختوم به واکه (و افعال بی قاعده ) بن ماضی مختوم به همخوان  می باشند. از نظر گذر، افعال شامل متعدی ( گذرا ) و لازم (ناگذرا) هستند که در ساخت های افعال ماضی نمایانده می شوند، به این صورت که ساخت های ماضی لازم با شناسه های فعلی و ساخت های ماضی متعدی با ضمایر (پی بستی) ساخت کنائی یا ارگتیو همراه هستد.

همچنین ساخت های مضارع از نظر گذر بین آن ها تفاوتی وجود ندارد و با شناسه های فعلی همراه اند.

۲ – ضمایر شخصی پیوسته (پی بستی)

ضمایر پی بستی به کلماتی که پیش ازخود مختوم به واکه باشند متصل می شوند.

دامادش zumǎ ž برادرم brǎ m

چنانچه کلمات پیش از ضمیر، مختوم به هم خوان باشد ضمیر با تکواژ o همراه است.

دخترش dowt o ž پسرتان pör o dun

ضمناً ضمایر پی بستی در این گویش علاوه بر سه نقش متصل به فعل، متصل به اسم و متصل به حروف اضافه، نقش چهارمی نیز دارند که آن نقش فاعلی است و این نقش معروف به کنائی (ارگتیو) است. در اصل ضمایر به فعل متعدی متصل می شوند و نفش فاعل را ایفا می کنند و در صورت حضور عناصر دیگری غیر از فعل و فاعل در جمله، این ضمایر با جدا شدن از فعل به آن عناصر متصل می شوند. ضمایر پی بستی همواره بعد از پیشوندهای نمود غیر استمراری پیشوندهای فعلی و اشتقاقی قرار می گیرند.

 

۳ شناسه های فعلی

افعال از نظر زمانی شناسه های خاص خود را دارند که در افعال مضارع این شناسه ها پسوند بن فعل قرار می گیرند.

۴ – نمود

در این گویش دو نمود وجود دارد که شامل نمود استمراری و نمود غیر استمراری است.

۴ – ۱ نمود استمراری:

نشانه نمود استمراری در ساخت های مضارع و ماضی استمراری مشاهده می شود. تکواژ e نمود استمراری در زمان مضارع است که پسوند شناسه قرار می گیرد.

می ریزم = rež-ǎn-e )تکواژ استمراری + شناسه فعل + بن مضارع (نمود استمراری در زمان ماضی تکواژ y است که بین ریشه فعل و شناسه های فعل و ضمایر قرار می گیرد.

می ریختم = rete-y-me (ضمیر پی بستی + وند استمراری + صفت مفعولی)

۴ – ۲ نمود غیراستمراری:

وند نمود غیراستمراری به غیر از ماضی و مضارع استمراری در بقیه فعل ها مشاهده می شود. تکواژهای نمود غیراستمراری شامل b- ، be- ، bi- ، bö- ، i- و e- هستند که در افعال ماضی متعدی پیش از ضمایر پی بستی و در افعال ماضی لازم پیش از بن فعل قرار می گیرند.

۵ – پیشوند نفی

پیشوند نفی در این گویش شامل تکواژ ne ، na و n میباشد، در اصل این وندها جانشین وندهای غیر استمراری می شوند. به این دلیل هرجا وند غیر استمراری be ، پیشوند باشد، با جانشین کردن تکواژ na انجام می شود.

چنانچه وند غیر استمراری bi پیشوند باشد با تکواژ ne نفی میگردد. ضمناً در افعال پیشوندی تکواژ نفی بین ضمیر و فعل قرار می گیرد.

 

۶ – پیشوندهای اشتقاقی فعل

پیشوندهای فعلی، وندهایی هستند که به منظور واژه سازی و تغییر در معانی و مفاهیم واژه، در آغاز فعل های مستقل قرار می گیرند.

۷ – وند سببی

در این گویش تکواژ n که پس از ریشه افعال لازم و متعدی قرار میگیرد و از آنها فعل سببی می سازد.

 

۸ – جمع

در این گویش برای هرگونه اسم، صفت و هر واژه ی قابل جمع قواعد گوناگونی مطابق با حالات زیر وجود دارد.

۱ -چناچه واژه مختوم به صامت باشد با پسوند ǎ جمع می شود: (دربها) bar + ǎ = barǎ (پسرها) ǎ = pörǎ + pör

۲ – چناچه مختوم به واکه i باشد، با پسوند ya جمع می شود:

(دخترها) dotti + yǎ = dotti yǎ (سینی ها) sini + yǎ = sini yǎ

۳ -چنانچه مختوم به واکه e باشد، با پسوند ǎ جمع می شوند. مانند:

(بچه ها) veče + ǎ = veče ǎ (خانه ها) kiye + ǎ = kiye ǎ

۴ -چنانچه مختوم به واکه o باشد، با پسوند vǎ جمع می شود:

(سیب ها) sow + vǎ = sowvǎ (شب ها) öw + vǎ = šöwvǎ š

 

۹ – فعل مجهول

در این گویش فعل مجهول از صفت مفعولی به اضافه تصریف فعل شدن( buve-vesǎ ) که در زمان حال و آینده buve و در زمان گذشته vesǎ به کار می روند.

 

۱۰ – صرف افعال ماضی و مضارع

۱-۱۰ ماضی ساده لازم

۲-۱۰ ماضی ساده متعدی

۳-۱۰ ماضی التزامی لازم

۴-۱۰ ماضی التزامی متعدی

۵-۱۰ ماضی بعید لازم

۶-۱۰ ماضی بعید متعدی

۷-۱۰ ماضی ساده نقلی لازم

۸-۱۰ ماضی ساده نقلی متعدی

۹-۱۰ ماضی استمراری لازم

۱۰-۱۰ ماضی استمراری متعدی

۱۱-۱۰ مضارع التزامی

۱۲-۱۰ مضارع استمراری

۱۱ مصدر

ساخت مصدر در این گویش به این طریق است که اگر بن فعل مختوم به واکه باشد، با پسوند mun و مختوم به همخوان باشد با پسوند ǎmun ساخته می شود.

 

۱-۱۱ مصدرهای مرکب 

کلیدواژه ها : گویش خورزوقی، ساختار فعل، گویشهای جنوب غربی- ایران مرکزی

منابع:

 اسماعیلی مهدی ۱۳۷۴ ( گویش گزی، پایان نامه کارشناسی ارشد فرهنگ و زبان های باستانی).

اسماعیلی مهدی۱۳۷۹ ( گویش سدهی، پایان نامه دکتری رشته فرهنگ و زبانهای باستانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران).

میرعلائی مؤدب ۱۳۷۴ ( گویش خورزوقی، پایان نامه کارشناسی ارشد فرهنگ و زبان های باستانی).

زرگری رحمت الله ۱۳۷۴ ( تاریخ فرهنگ و هنر جوشقان قالی).

رضایی باغ بیدی حسن ۱۳۸۸ ( تاریخ زبان های ایرانی).

برجیان حبیب۱۳۹۴ ( گنجینه گویش های ایرانی استان اصفهان ۲ ، فرهنگستان زبان و ادب ).

اسماعیلی مهدی ۱۳۹۰ ( گنجینه گویش های ایرانی استان اصفهان ۱ . فرهنگستان زبان و ادب).

سلامی عبدالنبی۱۳۸۱ ( فرهنگ گویش دوانی، فرهنگ زبان و ادب فارسی).

اسماعیلی مهدی ۱۳۹۰ ( بررسی ساختهای مصدری گویش های استان اصفهان).

کلباسی،ایران. ۱۳۷۳ ( گویش کلیمیان اصفهان، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی).

بهرامی احسان و جنیدی فریدون۱۳۶۹ ( فرهنگ واژه های اوستا، بنیاد نیشابور).

شهرزادی موبد رستم  ۱۳۸۶ ( واژه نامه پازند).

انتهای پیام /



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.