جانبازان نام خیابانی است در دولت آباد. خیابانی که محیط و خانه های در آن بوی خیلی چیزها را می دهد الا…

به گزارش چشم برخوار؛ محمدرضا چایچیان طی یادداشتی نوشت: جانبازان نام خیابانی است در دولت آباد. خیابانی که محیط و خانه های در آن بوی خیلی چیزها را می دهد الا…

آیا می دانید چه تعداد جانباز در همین خیابان بوده و هستند؟

آیا می دانید چه غریبانه بعضی از آنها به سوی دوستان شهیدشان پر کشیدند و آسمانی شدند؟

آیا می دانید اثر نفس های این خداجویان بوده و است که نظام ما را چهل ساله کرده؟

رزمندگان دفاع مقدس شیران روز و زاهدان شب نام گرفتند؛ آنهایی که در آن زمان و هم اکنون بی ادعا روزهایشان سپری شد و می شود و مردم و مسئولین ما تقریبا” بی خیال از تمامی آن رشادت ها که امروزشان در زیر سایه آن سپری می شود و ابدان مطهر و پر از زخم آن مردانِ مرد را در خلوت شهر به خاک غربت می سپارند.

و دریغ از پیروی و یا بیان اندکی از دردهایی که به دل آنها از ارزش ها بود. انگار اصلا” محمدرضا داوری، علی دری، مصطفی رفیعی و… وجود نداشته اند…انگار مصطفی حیدریان

و دریغ از یادآوری گوشه ای از حماسه های جاودانه آن مظلومان شهر…راستی تا به حال فکر کردیم که اگر امثال کدخداها شهرهایمان نبودند الان کشور ما چه وضعی داشت؟

خیلی ساده است! ببینید کشورهای اطراف را .عراق افغانستان سوریه پاکستان و…

در بیانات نماینده محترم شهرستانمان خواندم هیچ بیمارستانی بیمه ایثارگران را نمی پذیرد.

می دانید این کلام یعنی چه؟ یعنی دولت از کمترین خدمات هم به این عزبزان خودداری می کند.

شاید منتظرند زودتر بروند و مسئولین ما نفسی راحت بکشند که هر چه جانباز کمتر دردسر کمتر.

اما بدانید همین کدخداها با همین وضعیت شان داغ سنگین سپردن این نظام به کدخدای دروغین را به دل شما خواهند گذاشت و با دست ایثارگران این پرچم به دست صاحب اصلیش خواهد رسید.

در پایان جا دارد از خانواده های جانبازان عزیزی که هستند و یا دل از ما کنده و به سوی حی ودود پر کشیدند خاضعانه سر خم کرده و از صمیم قلب قدردانی نمایم.یاران چه غریبانه رفتند از این خانه هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه

گفتگوی چشم برخوار با جانباز شیمیایی و اعصاب و روان شهید مصطفی حیدریان