امسال هفت سالگی کودک نوپایمان بود، کودکی که هنوز در کودکیست و حالا حالاها مانده تا بزرگ شود و مشکلات بزرگ را گره گشایی کند، برای دلخوشی خودمان هم که شده تصمیم گرفتیم برای این کودک نابالغمان جشن تولد برپا کنیم.

به گزارش چشم برخوار؛ همان اوایل، وبلاگ ها خودنمایی می کردند، آن زمانی را می گویم که ما هم وارد این عرصه شدیم، قدم به قدم با کودک نوپایمان به پیش آمدیم و وبلاگمان شد؛ «پایگاه خبری خبرما»…

خبرما، را برگزیدیم چون هم واژه «خبر» در آن می گنجید و هم «ما» را با خود داشت، بعد از مدتی کسب تجربه و کسب اندکی دانش بیشتر در حوزه خبر و خبررسانی، بر آن شدیم تا حالت رسمی به کارمان ببخشیم و در پی اخذ مجوز برای پایگاه خبریمان برآمدیم و با قوانین و چالش های اخذ مجوز وزارت ارشاد مواجه شدیم و در همین حین و به همین دلیل شد که «خبرما»ی ما جای خود را به «خبرماه» داد، خبری که هم ماه بود و هم اخبار ماه ها را هم می توان از آن فهمید.
خبرماه هم از طرف وزارت ارشاد به دلیل تشابه با نام روزنامه ای در استان مازندران رد شد و این شد که «چشم برخوار» بر دل و جان مردم شهرستان برخوار به عنوان نام نهایی پایگاه خبری خبرمای سابق حک شد.
چشم برخوار هم سرد و گرم روزگار را با چالش های مفصل و متفاوت خبری چشید، به لطف چشم برخوار پایمان به کلانتری و پاسگاه و شورای تامین باز شد آن هم چه بازشدنی و به لطف چشم برخوار توانستیم در حد بسیار کمی زبان گویای مردم در بیان مشکلاتشان باشیم یا بهتر بگویم؛ رابط بین مردم و مسوولان شهرستان که در این مسیر سختی های بسیاری را متحمل شدیم که شیرینی نتیجه همیشه این سختی ها را برایمان راحت می کرد…
به لطف چشم برخوار بیشتر با درد مردم آشنا شدیم و کمتر بر خود غره؛ چراکه این مسیر این را بما آموخت که ‌(کار را خوبه خدا درست کنه)…

اما امسال هفت سالگی کودک نوپایمان بود، کودکی که هنوز در کودکیست و حالا حالاها مانده تا بزرگ شود و مشکلات بزرگ را گره گشایی کند، برای دلخوشی خودمان هم که شده تصمیم گرفتیم برای این کودک نابالغمان جشن تولد برپا کنیم.
همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد، حتی تصمیم برای برگزاری جشن تولد تا برنامه های جشن، مدعوین و حتی مکان برگزاری جشن که به یکباره روستای شورچه برخوار انتخاب شد.
شورچه فاصله 70 کیلومتری با شهر دولت آباد مرکز شهرستان برخوار دارد و این مسافت طولانی قطعا حضور گرم مدعوین را برای ما کمرنگ تر می کرد اما حسی در درون و پیشنهاد یکی از همراهان همیشگی مجموعه چشم برخوار ما را مصمم کرد که همین گوشه دنج را برای برگزاری جشن انتخاب کنیم، روستایی با 11 خانوار و جمعیتی بسیار کم، مردمی بسیار گرم و صمیمی و مهربان که هر چقدر هم از مهربانی و صفای آن ها بگوییم باز کلام ما ابتر است.
برپایی جشن در محروم ترین و دورترین نقطه برخوار امتیاز ویژه ای داشت؛ آن هم این که همگان فراموش نکنند روستای شورچه ای هم وجود دارد آن هم با بهترین مردم.
جشن آغاز شد و ما هر لحظه مطمئن تر که به دلیل فاصله طولانی روستا، استقبال بسیار کمی از جشنمان می شود، تقریبا همه چیز را تدارک دیده بودیم و منتظر که چه چیزی قرار است پیش آید.
وارد روستا و محل جشن که شدیم اولین چیزی که توجه ما را جلب کرد زنان و مردان چشم براه روستا بودند که منتظر برگزاری جشن تولد 7 سالگی چشم برخوار نشسته بودند، مجذوب این صمیمیت خارق العاده بودیم که چشممان به چای آتشی آماده شده توسط اهالی روستا افتاد.
از همان ابتدا و با دیدن مردم و چای آتشی و صندلی های بسیار ساده روستا که برای میهمانان جشن چیده شده بود و استشمام هوای سالم و نسیم خنک درختان لبخند عمیقی بر روی لبانمان جای خود را باز کرد و همه دلهره های میزبانی مان خورد زمین رفت.
در حال تدارک کارهای باقیمانده بودیم که میهمانان کم کم رسیدند و قدم بر چشمان ما گذاشتند، کسانی که ما را مورد لطف قرار دادند و این مسیر طولانی را طی کردند.
سرکار خانم الهام داوری رئیس شورای اسلامی شهر دولت آباد و عضو شورای شهرستان، جناب آقای علی کیانی، جناب آقای محمد ملایی، جناب آقای مصطفی ستاری به ترتیب مسوول روابط عمومی شهرداری های دولت آباد، دستگرد و سین، جناب آقای سید سول سجادی نسب و جناب آقای ناصر معینی از اعضای شورای شهر دولت آباد، جناب آقای اکبر فتاحی رییس شورای هیآت مذهبی شهرستان برخوار، ستوان دوم عسگری فرمانده کلانتری شهر کمشچه و اصحاب رسانه شهرستان برخوار (آقایان احمد معینی، علی جعفری، محمد طغیانی، عبدالکریم داوری، حسن منصوری، محمدرضا زارع و محمد نیسانی و آقای مهوری ) و جمعی از هم شهرستانی های عزیز با حضور گرمشان محفل رسانه ای ما را مزین کردند و با لطف خداوند علی رغم کاستی ها، محفل صمیمانه ای در کنار مردم خونگرم روستا برگزار شد.

پذیرایی از میهمانان و همراهان با خربزه های قندعسل شهر سین که شهرداری سین زحمت آن را کشیده بود و کیک تولد و چای آتشی پرده آخر برنامه ما بود.
جا دارد در پایان از زحمات بی دریغ آقای احمد معینی همراه همیشگی چشم برخوار، شهرداری سین در تهیه خربزه های شیرین، روابط عمومی و شورای شهر دولت آباد در اهدای هدیه تولد به چشم برخوار و عکاسان حاضر خصوصا آقایان علی جعفری و محمدرضا زارع و همچنین آقای حامد کمالی برای طراحی پوسترهای جشن کمال قدردانی را داریم و به امید روزی که زحمات همه عزیزان را بتوانیم تا حدی جبران کنیم و بدانید حضور گرمتان دلگرمی شد برای استواری در مسیر همراهی با شما برای رسیدن به نوشتن های ناب آن هم در راه خدمت به مردمی که حق آب و گل دارند بر ما؛ مردمی که جوهر قلممان با وجودشان خشک نمی شود و یک خنده آن ها می ارزد به همه لبخندهای دنیا..

انتهای پیام /