عوامل زیادی سبب شده است تا زنان بسیاری به عنوان سرپرست خانوار شناخته شوند كه از آن جمله می توان به مسایلی همچون طلاق، فوت و اعتیاد همسران اشاره كرد. 

به گزارش چشم برخوار؛ نرخ جمعیت زنان سرپرست خانوار در دهه ‏های اخیر رشد گسترده‏ای داشته است. در کنار افزایش نرخ رشد جمعیت، این گروه تغییرات کیفی‌ـ مانند تغییر ترکیب سنی، تحصیلی، درآمدی و فقر اقتصادی‌ـ را نیز تجربه کرده‌اند که مسائل مبتلا به آنان را به‏مرور از یک پدیدۀ اجتماعی نسبتاً طبیعی به موضوع اجتماعی از جنس آسیب تبدیل کرده است.

توانمندسازی زنان سرپرست خانوار با هدف افزایش مهارت‌های لازم برای اشتغال و بهبود كیفیت زندگی، بستر مناسبی را برای توسعه پایدار فراهم می كند. در این مقوله دولت بایستی به برنامه ریزی و سیاستگذاری های لازم در حوزه‌های رفاهی، حمایتی و پشتیبانی بیمه‌ای بپردازد تا شرایطی بهتر برای این قشر از جامعه مهیا شود.

خانواده به عنوان اصلی ترین نهاد اجتماعی با وجود پیشرفت و ایجاد فناوری های جدید نقش و جایگاه اصلی خود را حفظ كرده اما در این میان تشدید آسیب های اجتماعی سبب شده است تا كاركرد این نهاد تا میزانی تغییر كند كه پدیده بی سرپرستی و بد سرپرستی از پیامدهای دگرگونی در شكل و كاركرد آن به شمار می رود. عوامل متعددی در بروز بی سرپرستی و بد سرپرستی تاثیر می گذارد كه از آن جمله می توان به فوت و از دست دادن اعضای خانواده، طلاق، وابستگی به مواد اعتیادآور، بروز سوانح طبیعی، حمایت های اجتماعی و قانونی ضعیف اشاره كرد.

هر چند در بسیاری از كشورها قوانینی برای حمایت از زنان به تصویب رسیده است اما وجود موانع سیستماتیك، فرهنگی، اجتماعی و ساختاری سبب می شود تا اثرگذاری برنامه های حمایتی از زنان سرپرست خانوار كمرنگ باشد و در نتیجه آن فقر و مشكل های دیگر برای این قشر تشدید شود. در ایران نیز هرچند در بخش های مختلف قوانین خوبی در حمایت از زنان بی سرپرست وجود دارد اما همچنان چالش ها و موانع فرهنگی- اجتماعی باعث شده اند تا اثرگذاری اجرای این قوانین به حداقل اثر ممكن كاهش پیدا كند.

بنابراین تقویت قوانین مربوط به زنان سرپرست خانوار، اتخاذ سیاست ها و برنامه های حمایتی در راستای توانمندسازی و افزایش ظرفیت این افراد می تواند به كاهش مشكل های آنها بیانجامد.

آسیب های اجتماعی تهدیدی برای زنان سرپرست خانوار
عوامل زیادی سبب شده است تا زنان بسیاری به عنوان سرپرست خانوار شناخته شوند كه از آن جمله می توان به مسایلی همچون طلاق، فوت و اعتیاد همسران اشاره كرد.

در این میان درآمد كم زنان سرپرست خانوار، فقر نسبی آنها را به دنبال دارد و همچنین پایین بودن سطح آگاهی، مشكل های اقتصادی و عملكرد نامناسب نظام تامین اجتماعی در كشور این قشر از جامعه را بیش از دیگران در برابر آسیب های اجتماعی قرار می دهد.

افزایش آمار طلاق در جامعه و پس از آن مرگ و میرهای ناشی از تصادف های رانندگی و مرگ همسران از جمله دلایل افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار محسوب می شود. بیشتر زنان سرپرست خانوار در كشور از سطح تحصیلات و مهارت های فنی پایینی برخوردارند.

ایجاد اشتغال و توانمند سازی زنان از بُعد اقتصادی می تواند به عنوان مهمترین اقدام ها برای زنان سرپرست خانوار باشد. حمایت هایی كه دولت بر پایه قوانین بودجه سالیانه از زنان سرپرست خانوار دارد، بسیار ناچیز و اندك است و همین عاملی برای اشتغال اجباری برای آنان می شود. دولت باید متناسب با نیاز این زنان و مشاغل مورد نیاز جامعه، مهارت های شغلی لازم را به آنها آموزش دهد. حمایت از زنان سرپرست خانوار خوداشتغال، اعطای تسهیلات ارزان ‌قیمت به آنان و فراهم آوردن شرایط ورود این زنان به چرخه اقتصادی از اهمیت بسیاری برخوردار است و ایجاد بسته های حمایتی می تواند راهی برای كمك به این قشر باشد.

فقدان آموزش و نداشتن مهارت كسب و كار در میان زنان سرپرست خانوار آنان را به طرف مشاغل كاذب سوق می دهد و به همین علت این قشر، مشمول هیچ نوع حمایتی نخواهند شد و اگر هم این مساله صورت بگیرد در قالب ارتباط های فردی است. نبود حمایت و رهاسازی این زنان آسیب های فردی و اجتماعی زیادی به بدنه جامعه وارد می سازد كه در مواردی قابل جبران نیست. این زنان نیازمند ترحم نیستند بلكه به توجه نیاز دارند و به عنوان بخشی از ظرفیت های موجود در جامعه و به علت مسایل غیرقابل پیش بینی سرپرست خانوار شده اند، بنابراین باید با نگاهی ویژه، شرایط زندگی بهتر را برای آنان از همه لحاظ فراهم آورد.