زیارت نامه بی بی ام البنین (س) /دانلودمداحی دیگر مرا ام البنین نخوانید

أشهَدُ أنْ لا إلَهَ إلا الله وَحدَهُ لا شَرِیِکَ لهُ و أشهَدُ أنَّ محُمداً عَبدهُ و رَسوله ، السلامُ علیکَ یا رسُولَ الله ، السلام علیک یا أمیر المؤمنین ، السلام علیکِ یا فاطمه الزهراء سیده نساء العالمین السلامُ على الحسنِ و الحسین سیدی شبابِ أهل الجنه

به گزارش چشم برخوار،

دیگر مرا ام البنین نخوانید…

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

أشهَدُ أنْ لا إلَهَ إلا الله وَحدَهُ لا شَرِیِکَ لهُ و أشهَدُ أنَّ محُمداً عَبدهُ و رَسوله ، السلامُ علیکَ یا رسُولَ الله ، السلام علیک یا أمیر المؤمنین ، السلام علیکِ یا فاطمه الزهراء سیده نساء العالمین السلامُ على الحسنِ و الحسین سیدی شبابِ أهل الجنه
السلام علیکِ یا أم البدور السواطع فاطمه بنت حِزام الکلابیه المُلقبه بأم البنین وبابِ الحوائج أُشهد الله و رسوله أنکِ جاهدتِ فی سبیل الله إذ ضحیتِ بأولادکِ دُون الحُسین بن بنت رسول الله و عبدتِ الله مُخلصهً له الدین بِولائکِ للأئمهِ المَعصومِینَ وَ صبرتِ على تِلکَ الرزِیهِ العَظیمهِ و احتَسبتِ ذَلِکَ عِندَ اللهِ رَبَّ العَالمِینَ و آزرتِ الإمام عَلیاً فِی المِحَنِ وَ الشَّدائِدِ وَ المَصَائِبِ وَ کُنتِ فِی قِمهِ الطَّاعهِ وَ الوَفاء وَ أنکِ أحسنتِ الکَفالهَ وَ أدیتِ الأمانهَ الکُبرى فی حِفظِ وَدیعَتی الزهراءِ البَتولِ ((الحسنِ وَ الحُسَینِ )) وَ بالغتِ وَ آثرتِ وَ رَعیتِ حُجَجَ اللهِ المیامینَ وَ رغَبتِ فِی صِلهِ أبناءِ رَسُولِ رَبَّ العَالمِینَ
عَارِفهً بِحقهِم مُؤمِنهً بِصدقِهِم مُشفِقهً عَلیهِم مُؤثَرهً هَواهُم وَ حُبهُم على أولادکِ السُعداءِ فَسلامُ اللهِ علیکِ یَا سَیدَتی یَا أمَ البَنینَ
مَا دَجَى اللَّیلُ وَ غَسَقَ وَ أضاءَ النَّهارُ و أّشرَقَ و سَقاکِ اللهِ مِن رَحیقٍ مختُوم یَومَ لاَ ینفَعُ مالٌ ولا بَنُونَ فَصِرتِ قِدوهً للِمؤمِناتِ الصَّالِحاتِ لأنکِ کَریمه الخَلائِقِ عَالمَه مُعَلمَه نَقیِه زَکیه فَرضِی اللهُ عَنکِ وَ أرضاکِ وَ لَقَد أعطاکِ اللهُ مِنَ الکَرامَاتِ البَاهِراتِ حَتَّى أصبَحتِ بِطاعتِک للهِ ولِوصیَّ الأوصیاء وَ حبکِ لسیدهِ النساءِ (( الزهراء )) وَ فِدائِکِ أَولادَکِ الأربعهِ لِسیدِ الشُهَدَاءِ بَابَاً لِلحَوائِجِ فَاشفَعِی لِی عِندَ اللهِ بِغُفرانِ ذُونُوبی وَ کَشفِ ضُرَّی وَ قَضَاءِ حَوَائِجِی فإنَّ لَکِ عِندَ اللهِ شَأناً وَ جَاهَاً مَحمُوداً وَ السَّلامُ عَلَى أولاَدِکِ الشُهَداءِ العَباس قَمَر بَنی هَاشِم وَ بَاب الحَوَائِجِ وَعَبدالله وَ عُثمَان وَ جَعفَر الذِینَ استُشهِدوا فِی نُصَرهِالحُسَینِ بِکَربَلاء وَ السَّلامُ عَلى ابنتَکِ الدُرهِ الزَّاهِرَهِ الطَّاهِرَهِ الرَّضیَِّهِ خَدِیجَهَ فَجَزَاکِ اللهُ وَ جَزَاهُمْ اللهُ ( جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الأنهارُ خالدین فیها)
اَلَّلهُمَّ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ.

در رسای حضرت ام البنین سلام الله علیه

_hazrat-ommolbanin (2)

اول از همه، قمر بنى هاشم علیه السلام متولد گردید، و بعد بترتیب : عبدالله و جعفر و عثمان گام به جهان هستى گذاشتند.

فرزندان ام البنین – همگى – در زمین کربلا شهید شدند و نسل ام البنین علیه السلام از طریق عبیدالله بن قمر بنى هاشم بسیار مى باشند. چون بشیر به فرمان اما زین العابدین علیه السلام وارد مدینه شد تا مردم را از ماجراى کربلا و بازگشت اسراى آل الله با خبر سازد در راه ام البنین سلام الله علیه او را ملاقات کرد و فرمود: اى بشیر، از امام حسین علیه السلام چه خبر دارى ؟ بشیر گفت : اى ام البنین ، خداى تعالى ترا صبر دهد که عباس ‍ تو کشته گردید. ام البنین سلام الله علیه فرمود: از حسین سلام الله علیه مرا خبر ده . بدینگونه ، بشیر خبر قتل یک یک فرزندانش را به او خبر داد اما ام البنین پیاپى از امام حسین علیه السلام خبر مى گرفت وى گفت : فرزندان من و آنچه در زیر آسمان است ، فداى حسینم باد! و چون بشیر خبر قتل آن حضرت را به او داد صیحه اى کشید و گفت : اى بشیر، رگ قلبم را پاره کردى ! و صدا به ناله و شیون بلند کرد.
مامقانى گوید: این شدت علاقه ، کاشف از بلندى مرتبه او در ایمان ، و قوت معرفت او به مقام امامت است که شهادت چهار جوان خود را که نظیر ندارند در راه دفاع از امام زمان خویش سهل مى شمارد.
به نوشته علامه سماوى در ابصارالعین : ام البنین سلام الله علیه همه روزه به بقیع مى رفت و مرثیه مى خواند، به نوعى که مروان – با آن قساوت قلب – از ناله و گریه ام البنین سلام الله علیه به گریه مى افتاد و اشکهاى خود را با دستمال پاک مى کرد. نیز هنگامى که زنها او را با عنوان ام البنین خطاب کرده و به وى تسلیت مى داده اند این ابیات را سرود:

_hazrat-ommolbanin (1)

لا تدعونى و یک ام البنین

تذکرنى بلیوث العرین

کانت بنون لى ادعى بهم

و الیوم اصبحت و لا من بنین

اربعه مثل نسور الربى

قد واصلوا الموت بقطع الوتین

تنازع الخرصان اشلائهم

فکلهم امسوا صریعا طعین

یا لیت شعرى اکما اخبروا

بان عباسا مقطوع الیدین

یعنى اى زنان مدینه ، دیگر ام البنین نخوانید و مادر شیران شکارى ندانید، مرا فرزندانى بود که به سبب آنها ام البنینم مى گفتند، ولى اکنون دیگر براى من فرزندى نمانده همه را از دست داده ام . آرى ، من چهار باز شکارى داشتم که آنها را هدف تیر قرار دادند و رگ گردن آنها را قطع نمودند و دشمنان با نیزه هاى خود ابدان طیبه آنها را از هم متلاشى کردند و در حالى که روز را به پایان بردند که همه آنها با جسد چاک چاک بر روى زمین افتاده بودند. اى کاش مى دانستم آیا این خبر درست است که دستهاى فرزندم قمر بنى هاشم علیه السلام را از تن جدا کردند؟!.

_hazrat-ommolbanin (3)

 

مخوان جانا دگر ام البنینم

که من با محنت دنیا قرینم

مرا ام البنین گفتند، چون من

پسرها داشتم ز آن شاه دینم

جوانان هر یکى چون ماه تابان

بدندى از یسار و از یمینم

ولى امروز بى بال و پر ستم
نه فرزندان ، نه سلطان مبینم

مرا ام البنین هر کس که خوائد

کنم یاد از بنین نازنینم
به خاطر آورم آن مه جبیان

زنم سیلى به رخسار و جبینم

به نام عبدالله و عثمان و جعفر

دگر عباس آن در ثمینم

یا من راءى العباس کر

على جماهیر النقد

و وراه من ابناء حیدر

کل لیث ذى لبد

نبئت ان ابنى اصیب

بر اءسه مقطوع ید

و یلى على شبلى و مال

براءسه ضرب العمد

لو کان سیفک فى

یدیک لما دنى منک اءحد

حاصل مضمون این ابیات جانسوز آنکه : هان اى کسى که فرزند عزیزم ، عباس را دیده اى که با دشمن در قتال است و آن فرزند حیدر کرار، پدر وار، حمله مى کند و فرزندان دیگر على مرتضى ، که هر یک نظیر شیر شکارى هستند، در پیرامون وى رزم مى کنند، آه که من خبر داده اند که بر سر فرزندم عباس عمود آهن زدند در حالیکه دست در بدن نداشته است . اى واى بر من ! چه بر سرم آمد و چه مصیبتى بر فرزندانم رسید؟! اگر فرزندم عباس ‍ دست در تن داشت ، کدام کس را جراءت بود که به وى نزدیک شود.

فضل بن محمد بن حسن بن عبدالله بن عباس بن امیر المؤ منین علیه السلام نیز که از تبار قمر بنى هاشم است ، مرثیه ذیل را در سوگ جد خود سروده است:

انى لاذکر للعباس موقفه

بکربلاء و هام القوم یختطف

یحمى الحسین و یحمیه على ظما

و لا یولى و لا یثنى فیختلف

و لا اءرى مشهدا یوما کمشده

مع الحسین علیه الفضل و الشرف

اکرم به مشهد اءبانت فضلته

و ما اءضاع له اءفعاله خلف

 

و چه زیباست سروده است شاعر بزرگ اهل بیت علیه السلام مرحوم سید جعفر حلى ره در مدح حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام :

 

_hazrat-ommolbanin

و قع العذاب على جیوش امیه

من باسل هو فى الوقایع معلم

ما راعهم الا تقحم ضیغم

غیر ان یعجم لفظه و یدمدم

عبست و جوه القوم و غاص الموت

و العباس فیهم ضاحک متبسم

قلب الیمین على الشمال و غاص فى

الاءوساط یحصد للرؤ وس و یحطم
بطل تورث من ابیه شجاعه

فیها انوف بنى الضلاله ترغم
حامى الظعینه این منه ربیعه

ام این من علیا ابیه مکدم

فى کفه الیسرى السقاء یقله

وبکفه الیمنى الحسام المخذم

حسمت یدیه المرهقات و انه

و حسامه من حدهن لاحسم

فغذایهم باءن یصول فلم یطق

کاللیث اذ اظفاره تتقلم

اءمن الردى من کان یحذر بطشه

اءمن البغات اذا اصیب القشعم

و هوى بجنب العلقمى فلیته

للشاربین به یدان العلقم (۱۱۹)

کمیت شاعر چه خوش سروده است :

و ابوالفضل ان ذکرهم الحلو

شفاء النفوس من اسقام

قتل الاءدعیاء اذ قتلوه

اکرم الشاربین صوب الغمام (۱۲۰)

یعنى: و ابوالفضل (یکى از جوانمردان بود) که یاد شیرین آنها شفاى درد هر دردمندى است .

آن که زنازادگان را کشت در آن هنگامى که او کشتند، و بزرگوارترین کسى که از آب باران آشامید.
شاعر دیگر درباره عباس بن على علیه السلام چنین سروده است :

احق الناس ان یبکى علیه

فتى ابکى الحسین بکربلاء

اءخوه و ابن والده على

ابوالفضل المضرج بالدماء

و من و اساه لایثنیه شى ء

و جاد له على عطش بماء (۱۲۱)

یعنى : شایسته ترین کسى که سزاوار است مردم بر او بگریند آن جوانى است که (شهادتش ) حسین علیه السلام را در کربلا به گریه انداخت .
یعنى برادر و فرزند پدرش على علیه السلام که همان ابوالفضل بود و به خون آغشته کشت .
و کسى که با او مواسات کرد و چیزى نتوانست جلوگیر او (در این مواسات ) گردد، و با اینکه خود تشنه آب بود (آب نخورد) به آن حضرت کرم کرد.
به دریا پا نهاد و تشنه برگشت

1396329986

ام البنین مضطر نالد چو مرغ بى پر

گوید به دیده تر، دیگر پسر ندارم

زنها! مرا نگویید ام البنین از این پس

من ام بى بنینم ، دیگر پسر ندارم

مرا ام البنین دیگر مخوانید

به آه و ناله ام یارى نمایید

بنالم بهر عباسم شب و روز

شده آهم به جانم آتش افروز

به دشت کربلا آن مه جنبینم

شنیدم بود سقاى حسینم

به دریا پا نهاد و تشنه برگشت

حسینش تشنه بود، از آب لب بست

گذشت از آب و کسب آبرو کرد

به سوى خیمه ها با آب رو کرد

ز نخلستان چو بر سوى خیم شد

به دست اشقیا دستش قلم شد (۱۲۲)

شنیدم آنکه جدا شد ز قامت عباس

دو دست بر اثر ظلم قوم حق نشناس

به چشم راست خدنگش رسیده از الماس

چمن خزان شد و پژمرده گشت چون گل یاس .


3 دیدگاه برای “زیارت نامه بی بی ام البنین (س) /دانلودمداحی دیگر مرا ام البنین نخوانید
  1. سلام و ادب ، همسرم خانم صلاحی از ارادتمندان امام حسین (ع) و یک اربعین زیارت عاشورا خواندند و بعداز زیارت کربلا و نجف ، خیلی ناگهانی در شب شهادت امام رضا(ع) ما را به سوی خدا ترک کردند . از یک هفته قبل از این رحلت ، ایشان وصیت نامه ای عرفانی آماده کردند و تمامی اعضایشان را هدیه دادند . بسیار همسر مومنه و مادر نمونه ای بودند و تمامی اینها را از کنیزی در خانه ارباب امام حسین (ع) دارند . خدا تمامی رفتگان را ببخشد و بیامرزد و برای شادی روح تمامی مومنین و مومنات و همسر بنده فاتحه ای بخوانید . من این زیارت را از طرف ایشون و همه رفتگان علی الخصوص مومنین و مومنات خواندم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.