یک سخنرانی بسیار کاربردی از دکتر حمید حبشی در رابطه با چگونگی ارتباط زن و مرد

سخنرانی دکتر حبشی در مورد بررسی تفاوت های زن و مرد و چگونگی مدیریت آن

یک سخنرانی بسیار کاربردی از دکتر حمید حبشی در رابطه با چگونگی ارتباط زن و مرد
بررسی تفاوت های زن و مرد و چگونگی مدیریت آن

 بسیار زیباست.. حتما دانلود کنین!

th (2)

 قسمت اول

۸٫۹۵ مگابایت

دانلود کلیپ صوتی

[با لینک مستقیم]

 قسمت دوم

۱۴٫۳ مگابایت

دانلود کلیپ صوتی

[با لینک مستقیم]

قسمت سوم

۳٫۶۱ مگابایت

دانلود کلیپ صوتی

[با لینک مستقیم]

 الهی! بفهمان بما آن چه را قرار است قیامت بفهمیم..


14 دیدگاه برای “یک سخنرانی بسیار کاربردی از دکتر حمید حبشی در رابطه با چگونگی ارتباط زن و مرد
  1. با سلام خدمت دکتر حبشی. اسم من مرضیه هست و ۲۵ ساله هستم. من سال گذشته به علت اینکه تیک عصبی داشتم به روانپزشک مراجعه کردم و پزشک به من گفت که اضطراب منتشر و افسردگی دارم. برام داروی سرترالین و ریسپریدون رو تجویز کرد. در کنارش کلاس مشاوره هم میرفتم . همه چیز خوب بود تا زمانیکه برای من یه خواستگار اومد البته سال قبلش هم به خواستگاری من اومده بود و بعد از سه جلسه صحبت کردن درحالیکه من از ازدواج با این فرد رضایت داشتم خانوادم بهش جواب منفی دادن…. وقتی بعد از یکسال دوباره به خواستگاری من اومد برای مدت سه ماه بصورت تلفنی و حضوری با هم ارتباط داشتیم ولی چند روز مونده به مراسم نامزدی دوباره خانواده تصمیم گرفتن جواب منفی بدن و این درحالی بود که من به شدت به این فرد دلبسته شده بودم و به هیچ کس دیگه ای نمیتونستم فک کنم. یکی از علت های اینکه خانوادم جواب منفی دادن این بود که پسر شرایط خانوادگی مناسبی نداشت و چند ماه قبلش برادرم به علت اختلافاتی که با همسرش در دوران عقد بود داشت طلاق گرفته بود و خانواده میترسیدن برای من هم این اتفاق بیفته. ولی حدود دو هفته بعد برام خواستگار دیگه ای اومد که شرایط خیلی خیلی خوبی داشت ولی من فکرم پیش کس دیگه ای بود به همین دلیل بش ج منفی دادم بخاطر این موضوع خانوادم خیلی با من دعوا کردن و میگفتن تو باید فرد قبلی رو فراموش کنی و به زور میگفتن باید ازدواج کنی. حتی بخاطر اینکه خانوادم خیلی از من دلخور بودم چند روز خونه نرفتم و پیش خالم زندگی کردم. در همین شرایط پر استرس هم بود که مادرم به زور به من گفت که دیگه نباید قرص بخوری ومن قرص رو ترک کردم.الان از این اتفاقات حدود دو ماه میگذره و در ایام محرم و صفر که خواستگار نداشتم همه چیز خوب بود. الان وقتی تلفن زنگ میخوره تمام تنم شروع میکنه به لرزیدن که نکنه دوباره خواستگا هست و دوباره اون شرایط تکرار بشه. من فک میکنم هنوز به اون فرد دلبسته هستم ولی میدونم که این کار اشتباهه ولی انگار روح من نمیخواد قبول کنه که همه چیز تموم شده. من دیگه دوست ندارم ازدواج کنم از همه مردها بدم میاد وقتی اسم خواستگار میاد ضربان قلبم بالا میره و حالم خیلی بد میشه بطوریکه فقط آرزوی مرگ میکنم. تمام لحظات زندگیم فقط پر از استرس هست و نمیتونم در زندگی درست تصمیم بگیرم. من روزهای خیلی سختی رو داشتم. مشکلی که الان دارم اینه که خیلی مضطرب و پریشان هستم. نمیدونم چکار کنم .

  2. با سلام من تازه ازدواج کردم ب خاطر اینکه شوهرم خیلی تنوع طلب هست و هر روز باید ی جوری باهاشون رفتار کرد لطفا راهنمایی کنید ممنون

  3. با سلام و احترام
    بنده بیش از ۱۰ ماهه ک دریک اداره خصوصی مشغول کارم به عنوان منشی.ورییسم هم مردی است ۲۱ ساله.اوایل کار ازشون میترسیدم همیشه استرس داشتم ولی حدود چندماهیه ک حسم ب ایشون عوض شده ودر همه حال ب ایشون فکرمیکنم.من حتی نمیدونم اسم این حالم رو چه بزارم.اما از این بابت شدیدا دارم عذاب میکشم.تکلیفم با خودم روشن نیست واز تمامی حرکات رییسم برداشتهایی میکنم به نفع احساسات خودم ک مطمئنا این قضیه ب بنده اسیب خواهد زد.
    جناب اقای دکتر خواهش میکنم راهنماییم کنید.از احساسم با ایشون صحبت کنم یا منتظر باشم؟در ضمن بنده ۱۹ سالم هست و این ک ممکنه اینها یک سری احساسات زود گذر باشه هم در نظر دارم.مشکل بنده عذاب سردرگمی هست که در حال حاضر دچارش شدم.
    متشکرم

  4. با سلام و احترام
    بنده بیش از ۱۰ ماهه ک دریک اداره خصوصی مشغول کارم به عنوان منشی.ورییسم هم مردی است ۲۱ ساله.اوایل کار ازشون میترسیدم همیشه استرس داشتم ولی حدود چندماهیه ک حسم ب ایشون عوض شده ودر همه حال ب ایشون فکرمیکنم.من حتی نمیدونم اسم این حالم رو چه بزارم.اما از این بابت شدیدا دارم عذاب میکشم.تکلیفم با خودم روشن نیست واز تمامی حرکات رییسم برداشتهایی میکنم به نفع احساسات خودم ک مطمئنا این قضیه ب بنده اسیب خواهد زد.
    جناب اقای دکتر خواهش میکنم راهنماییم کنید.از احساسم با ایشون صحبت کنم یا منتظر باشم؟در ضمن بنده ۱۹ سالم هست و این ک ممکنه اینها یک سری احساسات زود گذر باشه هم در نظر دارم.مشکل بنده عذاب سردرگمی هست که در حال حاضر دچارش شدم.
    متشکرم

  5. جناب آقای دکتر حبشی سلام عرض میکنم من به تازگی با سخترانی های بسیار آموزنده و کلیدی شما درمسائل زناشویی آشنا شدم با توجه به مشکلی ۳ سال درگیرهستم شماره تلفن شما را نتوانستم پیداکنم خواهشمندم شماره مطب جهت مراجعه حضوری را به من اعلام فرمایید تا بتوانم از راهکارهای شما درحل مشکل اینجانب استفاده نمایم . باتشکر وسپاس

  6. با عرض سلام و تشکر از آقای دکتر
    من پنج ساله که ازدواج کژدم و یه پسر دوساله دارم،یک سال پیش فهمیدم که شوهرم معتاد به تریاکه،وقتی فهمید که من میدونم قول داد که ترک کنه و چند هفته ای به جلسات NA میرفت،اما خیلی وقته که نمیره،میگه وقت نمیکنم،،راستش خیلی بهش مشکوکم که دوباره مصرف میکنه اما نمیدونم چیکار کنم،اصلا نمیتونم حرف هاشو باور کنم.رفتارهاش خیلی مشکوکه،شب ها تا آخر وقت میگه سرکارم،حتی روزهای تعطیل هم تو خونه طاقت نمیاره،،ازش میپرسم کجا بودی، یه جوابی میده که چندروز بعد میفهمم دروغ گفته،،
    من چیکار میتونم بکنم؟؟؟؟

  7. سلام دکتر حبشی خدا انشالله خیرتون بده من یک ماهه که نامزد کردم ووقتی سخنرانی شماراگوش کردم بسیار ترسیدم چندمسیله مطرح میکنم ۱-هروقت گریه میکنم میاددلداریم میده واینکه چندتا مسیله را باید تلفنی بهتون بگم ولی شمارتون ندارم

  8. سلام یک دختر ۱۱ ساله دارم گلتس پنجم هست می گوید مرا یک بچه دو ماه فرض کن با من بازی کن مثل یک بچه رفتار می کند خیلی نگران هستم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.