ناگفته‌های خانواده‌ای که ۱۰ شهید تقدیم کرد

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری شهرستان برخوار؛ «خبرما»، به نقل از پایگاه خبری هرمز، در ابتدا باید گفت ، جزیره هرمز تنها جزیره ای است که در کل کشور با توجه به جمعیتش بیشترین تعداد شهید را در طول هشت سال دفاع مقدس داراست . همه ی این مطالب بهانه ای شد تا برای بیشتر فهمیدن…

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری شهرستان برخوار؛ «خبرما»، به نقل از پایگاه خبری هرمز، در ابتدا باید گفت ، جزیره هرمز تنها جزیره ای است که در کل کشور با توجه به جمعیتش بیشترین تعداد شهید را در طول هشت سال دفاع مقدس داراست .

همه ی این مطالب بهانه ای شد تا برای بیشتر فهمیدن این شخصیت به سراغ خانواده شهدای گلزاری به جزیره هرمز بریم و ماجرای به شهادت رسیدن ۱۰ نفر از اعضای یک خانواده را از زبان دخترش زهرا گلزاری بشنویم .

روایتی توصیفی از مقاومت بومی مردم هرمزگان ؛

 

یکی بود یکی نبود ، زیر این چرخ کبود مردمی زندگی می کردند کنار دریا ، توی همین خونه های که حالا شکلشون کمی عوض شده ، بچه های اینجا با صدای موج خلیج چشم باز می کنند.

از همون موقع هایی که اسم بندر ، بندر گمبرون بوده  تا حالا که بندرعباس شده م ردمش با شرجی ، خلیج ، مشتا و ماهی خو گرفتند.

تو دل این خلیج یک جزیره است ، یک جزیره که آدماش هنوز امام قلی خان رو یادشون هست ، همون امام قلی خان که سالها پیش با سی هزار سرباز جنگی اومد به هرمز و اژنوی ها ی پرتقالی رو بیرون کرد و به نماد استقامت جزیره تبدیل شد.

امام قلی اومده و رفته بود ، قلعه پرتقالی ها پوسیده بود که فاطمه همونجا قرار بود بعد از سالها   بشه ماه شیرین دوست داشتنی جزیره ، با صدای مرغهای دریایی توی یک سحرگاه از سال ۱۳۰۰شمسی به دنیا اومد.

در جزیره هرمز وقتی بحث از زنان ایثار گر می شود همه ذهن ها سمت شخصیتی می رود به نام فاطمه نیک ، اما این شخصیت در اذهان و عوام به نام ماه شیرین خیلی معروف است ، که فلسفه این نامگذاری از سوی مردم منطقه تلاش او برای شیرین کردن زندگی به کام مردم بوده است.

قایق جنگی

جنگ که شد قایق ماهی گیری مردهای زحمت کش   جزیره شد قایق جنگی و اونا شدند سکاندار عملیات های آبی ، تقریبا همه ی مردهای جزیره رفته بودند با منش صیادی و مرام دریایی …

زنهای جزیره هم فکر کردند بعد از رفتن مردهاشون باید کاری بکنند ، همه دور هم جمع شدند ، ماه شیرین سردسته جمع بود ، صدای چرخ خیاطی ها شده بود ضرب و هنگ قلب داغ دارش…

گرمای نون و شیرینی پختن توی هوای شرجی و دم کرده جزیره چقدر براش لذت بخش بود ، انگار داشت برای بچه های خودش نون می پخت و لباس می دوخت …

آغاز مبارزات “شهید فاطمه نیک” از زبان دخترش

زهرا گلزاری دختر شهید فاطمه نیک می گوید :روحیه مبارزه و عمل به فرمایشات امام خمینی (ره ) از آغاز انقلاب در مرد م جزیره هرمز شکل گرفته بود ودر خانواده مذهبی تربیت شدیم که چهار برادر و سه خواهر بودیم .

وی می گوید :مادرم مبارزات خود علیه منافقین و دشمنان اسلام را به همراه برادر شهدیش موسی درویشی شروع کرد و در این راه هیچ گاه اعلام خستگی نکرد .

دختر شیهد گلزاری

دختر شهید فاطمه نیک می گوید : مادرم در جزیره به نام “ماه شیرین ” معروف است ، مرد م این منطقه او را به این اسم صدا می زدند چرا که در انجام کمک به همه شب و روز نمی شناخت و اگر کاری از دستش بر می آمد حتما انجام می داد.

وی قصه ی شهادت خانواده اش را اینگونه بیان می کند :اسفند ماه سال ۶۰ بود که مادرم دو برادرم به اسم های محمد و علی گلزاری را به جبهه راهی کرد که آنها در عملیات فتح المبین در دشت عباس به شهادت رسیدند.

بعد از ان در سال ۶۱ که شب عروسی دختر دایی مان بود برای حضور در جشن شادی به میناب رفتیم اما مادرمان در این سفر ما را همراهی نکرد چرا که می گفت حالم مساعد نیست ، کمی دلهره دارم شما بروید …

در همان شب بود که به ما اطلاع دادند علی و محمد برادر و داییم زخمی شدند ، و آنها را به هرمز بازگرداده اند ، اما می دانستیم که موضوع باید چیز دیگری باشد همه فامیل عروسی را رها کرده و به جزیره هرمز بازگشتند در این هنگام بود که متوجه شدیم دلهرهای مادر بدون علت نبوده و در ۱۳ فرودین ماه سال ۶۱ دو شهید دیگر را تشیع کردیم.

وی می گوید : با اینکه مادرم داغ دار بود و جوان از دست   داده بود کوچکترین گلا یه ای از خدا نمی کرد و دائم می گفت ” خدا را شکر که فرزندانم را برای شهادت قبول کردی ، من تنها سالار آنها بودم و صاحب اصلی آن ها خودت هستی ” …

بعد از گذشت یک سال از شهادت فرزندان و محارم نزدیکش در سال ۶۲خبر به شهادت رسیدن برادرش موسی درویشی فرمانده سپاه هرمز و محمد شفیع مدنی خواهر زاده اش به گوش می رسد اما باز هم صبر کرده و کلام شکر به زبان می آورد.

زهرا می گوید : در سال ۶۳ نیز غلام گلزاری و عبد العلی دریانورد داماد خانواده یمان به شهادت رسید که دریانورد ، تنها حاصل زندگی والدینش بود.

بعد از آن نیز حر درویشی برادر زاده مادر و پسر شهید موسی درویشی مفقود می شود که بعد از یازده سال پیکر شهیدش پیدا می شود .

وی میگوید مادرم تنها زنی است که در استان هرمزگان ،افتخار نسبت های فامیلی ، خواهر ، عمه ، خاله و مادر زن شهید را داشته است .

دختر ماه شیرین می گوید: خانواده های زیادی بودند که ، یک الی ۲ شهید تقدیم کرده بودند اما ، وقتی مادرم در مراسم خاکسپاری انها شرکت می کرد ، با وجود اینکه می دانستند ۹شهید داده ایم دلگرم می شدند و با دیدن صبر و تحمل مادرم کمتر بی تابی می کردند.

“ماه شیرین ” عازم سفر وحی می شود

 

زهرا گلزاری دختر شهید فاطمه نیک می گوید: در سال ۶۵ با توجه به اینکه این همه شهید تقدیم کرده بودیم ، سازمان حج و زیارت مادر و برادر زاده اش به نام حاج سلیمان مدنی که جانباز ۷۰ در صدی بود را به مکه دعوت می کنند .

hormoz.ir

سرانجام ماه شیرین سپید پوش قصه ی ما در سال ۶۶ عازم خونه امن الهی میشه که جنگ و خونریزی در اون حرام است ،این سفر مصادف میشه با حمله و کشتار ۴۰۰ حاجی توسط پلیس عربستان که در این سفر حاج سلیمان برادر زاده ماه شیرین نیز همراه او بودند.

نهایتا فاطمه نیک که به اون ام اشهدا ی جزیره هرمز نیز گفته می شود ، بعد از صبر و تحمل بسیار و مقاومت در راه خدا از غافله شهادت جا نمی مونه در کنار خونه خدا به شهادت می رسد.

انتقاد از مسئولین برای انتشار اشتباه تاریخ شهادت

 

دختر شهید فاطمه نیک می گوید : ما از مسئولین هیچ انتظار ی نداریم ، و هر کاری انجام شده فقط برای رضای خدا بوده ،و تنها در خواست ما در این سالها از اونها این بوده که تاریخ شهادت مادرمان را که در روی مزارش نوشته اند اصلاح کنند ، چرا که مادرمان در سال ۶۶ به شهادت رسیده ولی در روی آن ۶۴ هک شده است ، که این اشتباه روی سنگهای مزار دیگر شهدا نیز تکرار شده است .

وی میگوید : ما برای این اصلاح بارها پیشنهاد داده ایم اما ، نه به ما اجازه می دهند که این کار را انجام داده و نه خودشان دست به کار می شوند.

hormoz.ir

زهرا گلزاری می گوید : جوانان امروز نیز مانند گذشته گوش به فرمان رهبر عزیزشان هستند و در صورت نیاز در میدان های حق بر باطل قرار خواهند گرفت .

امیدواریم که همه ی ما ادامه دهنده راه شهدا و قدر دان فداکاری های خانواده های این عزیران هر چند در حد یک دیدار و گفتگو سالانه باشیم .



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.