راز ماندگاری مرحوم محمود اسماعیلی دولت آبادی

رمز ماندگاری مرحوم محمود اسماعیلی در عشق به خدا، عشق به کار و عشق به بیمار خلاصه می شود.

به گزارش خبرماه، مرحوم محمود اسماعیلی از جمله افرادی است که عمر خویش را صرف خدمت به خلق نمود و هنوز هم با گذشت ۱۵ سال از فوت ایشان، مردم از ایشان به نیکی یاد می کنند.
همسر ایشان از زمان آشنایی خود می گوید: بنده فاطمه درّی هستم که در سن پانزده سالگی با خانواده مرحوم اسماعیلی آشنا شدم و عقد بنده با ایشان خوانده شد و بعد از یکسال در سال ۱۳۶۱ مراسم عروسی¬مان برگزار گردید. چون منزل پدری من در اصفهان بود و محل کار شوهرم نیز اصفهان بود ، بنده اصرار زیادی به سکونت در اصفهان داشتم ولی ایشان به دلیل سرپرستی مادر و مادربزرگ خود از این کار خودداری می¬کرد.
حاصل ازدواج من با آقای اسماعیلی چهار فرزند بود که سه دختر بنده در سالهای۶۳،۶۶،۷۲ و تنها پسرم در سال ۶۸ به دنیا آمدند.تفاوت زیادی با مردهای دیگر داشت ، علاقه شدیدی به فرزندان نشان می¬داد و همیشه به بنده تأکید بر تربیت و نگهداری صحیح از فرزندان را داشت. با وجود اینکه با مادر شوهر در یک خانه زندگی می¬کردیم همیشه خدمت تمام را به مادر و هم به خانواده می¬کرد و جای کاستی نمی¬گذاشت و ایشان یک اسطوره بودند.
در ابتدا زندگیمان ایشان درسه بیمارستان جرجانی و امید (سیدالشهداء) و کاشانی کار می¬کردند. بعدها از بیمارستان جرجانی و کاشانی انصراف داد و بعد از ظهرها را در مطب دکتر طلایی واقع در خیابان میثم مشغول به کار شد.
مرحوم اسماعیلی تا ساعت ۲ بعد از ظهر در بیمارستان سیدالشهدا بودند و بعد از استراحت تا ساعت ۴ در خانه بودند و بعدازظهر تا ساعت ۱۰ شب به مطب می¬رفتند که معمولاً بعد از آن نیز به منزل بیماران برای پانسمان یا شستشو و … مراجعه می¬کردند.در ساعاتی که در منزل بودند معمولا مراجعات درب منزل داشتیم .
بی ریا بود.
از جمله صفاتی که باعث محبوبیت پیداکردن ایشان در میام مردم بود می توان از بی ریا بودن، صداقت ایشان، شوخ طبعی، روحیه بالا، اعتماد به نفس و تخصص و تبحر و تجربه در کار ایشان نام برد.
شکل ظاهری و وضع مالی مراجعه کنندگان برای ایشان اهمیت نداشت. نظم و و دقت بالا در موفقیت ایشان سهم قابل توجهی داشت . یک تقویم جیبی کوچک داشت که تمام برنامه روزمره خود را در آن یادداشت می¬کرد و پس از انجام فعالیت وارد دفتر می¬کرد.
جای شما روی شانه های من است.
ایشان در سن ۹ سالگی از نعمت پدر محروم شدند، از این رو محبت به مادرشان دوچندان شد همیشه با مادرشان سریک سفره بودیم همیشه به مادرشان خطاب می¬کردند که جای شما روی شانه¬های من است. تحت هیچ شرایطی حرف مادر را روی زمین نمی¬انداخت، خواهر را نیز همین طور احترام می¬کرد و هر روز باید از خواهر احوال پرسی می¬کرد چه حضوری و چه تلفنی.
نماز اول وقت را فراموش نکنید
به من همیشه تأکید بر تربیت صحیح فرزندان را داشت و می¬گفت وضع ظاهری منزل مهم نیست فقط شش دانگ حواست به بچه¬ها باشد ببین با کی دوست می-شوند و پیگیر درسشان باش.
سفارش ایشان به بچه¬های این بود که به تحصیلشان اهمیت بدهند و همیشه این سفارش را نیز به بچه¬ها می کرد که هر کاری می¬خواهید انجام بدهید، اشکالی ندارد ولی نماز اول وقت را فراموش نکیند که من از تاخیر در اقامه نماز راضی نیستم و نماز را سبک نشمارید.
هفت شهر عشق را مشرف شدم
افتخار ایشان این بود که من ۱۴ نور مقدس را زیارت کردم و هفت شهر عشق را مشرف شدم و همیشه بابت این لطف خدا شکرگزار بود. در روزهای تاسوعا و عاشورا و ایام پایانی ماه صفر خود را وقف تعزیه و مجالس عزاداری می¬کرد و هر کاری از دستش بر می¬آمد انجام می¬داد. مقید بود که در این مجالس با پای برهنه انجام وظیفه کند و در جواب اینکه چرا پابرهنه شدی می¬گفت مجلس اهل بیت باید بی¬ریا باشد تا مورد قبول واقع شود.شب شهادت حضرت رضا علیه السلام را نیز همه ساله به اتفاق دوستان به پابوس حضرت می¬رفتند.
بعد از سفر کربلا بار سفر بست و رفت
در تاریخ ۱۹ /۴/۷۹ به اتفاق همسرم مشرف به عتبات عالیات شدیم که این سفر از طرف بیمارستان به نام ما در¬آمده بود. یکی از همسفری¬ها که مرد مسنی بود بیماری حنجره داشت و صحبت کردن برای ایشان سخت بود همسرم در مقابل بارگاه امیرالمؤمنین علیه السلام کنار او نشسته بود و به او گفت که هرچیز می-خواهی بخواه که اینها خانواده کرم هستند و دست رد به سینه کسی نمی¬زنند ولی انگار خودش هم خواسته¬ای داشت که بعد از سفر بار سفر را بست و رفت.
عشق به مادر در زندگی او موج می زد
خواهر مرحوم اسماعیلی از برادر می گوید: من با برادرم بسیار صمیمی بودیم به اندازه ای که هر روز باید همدیگر را ملاقات می¬کردیم . محمود ۹ ساله بود که پدرم را از دست دادیم، مادرم نیز بسیار مواظب محمود بود. درسش خیلی خوب بود بیشتر اوقات به همکلاسی¬ها درس می داد. علاقه شدیدی به کار کردن داشت فرقی نمی¬کرد چه کاری باشد فقط مهم انجام کار بود.
علاقه مندی شدیدی به انجام صله رحم داشت، احترام به بزرگترهای فامیل می¬گذاشت و حل دعواهای خانوادگی و مشاوره خانوادگی را انجام می داد. همیشه درب خانه را که بازمی¬کرد اول سراغ مادر را می گرفت .
رابطه اقای اسماعیلی با مرداد ماه
تولد ایشان ۱/۵/۱۳۳۹
فوت ایشان ۵/۵/۱۳۷۹
سالروز ازدواج ۱۳/۵/۱۳۶۰
مراسم هفت ایشان که قرار بود هدیه تولد و هدیه سالگرد ازدواج را یکجا به مرحوم تقدیم کنند ۱۳/۵/۷۹ بود.
تمام سعیم خدمت به خلق است
علی آقا از بابا خاطره دارد؛ بخوانید: من همیشه همراه پدرم به تعزیه می رفتم و جای من وسط تعزیه بود یک لحظه قصد عبور ازمیان تعزیه را کردم همینکه به وسط راه رسیدم اسبها شروع به حرکت کردند من ماندم زیر سم اسبها، پسر عمه¬ام که شاهد این قضیه بود سریعاً خود را به من رساند و مرا به کنار پدرم رساند و به پدرم گفت چرا به سراغ علی نرفید و آنرا بیاورید؛ او در جواب گفت که طوری نیست، اتفاقی برایش نیافتاده، بگذارید مردم معجزه امام حسین علیه السلام را به چشم خود ببینند.
رمز ماندگاری مرحوم محمود اسماعیلی در سه چیز خلاصه می شود: عشق به خدا، عشق به کار و عشق به بیمار
علی آقا در ادامه گفت : دفترچه خاطراتی خریدم پدرم را ملزم به نوشتن خاطره کردم و او نوشت :
من تا این سن تمام سعیم خدمت به خلق است و امیدوارم پسرم علی جانشین من باشد.
وشعری از حافظ : هرگز نمیرد آنکه دلش زند شد به عشق ثبت است درجلیئه عالم دوام ما
و برای خواهرم نوشت :
آ
منتظر تشکر کسی نبود و تا آخر کار خود را انجام می داد
رمز ماندگاری مرحوم محمود اسماعیلی در سه چیز خلاصه می شود: عشق به خدا، عشق به کار و عشق به بیمار
در تاریخ ۱۹/۴/۹۴ به بیمارستان سید الشهداء علیه السلام مراجعه کردیم . به دیدار خانم نوروزی که از سالهای ابتدایی حضور آقای اسماعیلی در این بیمارستان با ایشان همراه و همکار بوده اند، رفتیم . وی گفت :
مرحوم اسماعیلی یک بیمارستان کامل بودند. از نظر توانمندی ، مهارت و اخلاق نمونه بودند بصورتی که در نامه¬ای که از منطقه جنگی برای ایشان آمده بود به نام جناب آقای دکتر اسماعیلی از ایشان یاد شده بود و این اعتماد مسئولین به انجام احسن کار ایشان را می¬رساند. با توجه به سختی در کار و انواع بیماری های عفونی بسیار شدید ، اولین نفری که به بیمار رسیدگی می¬کرد ایشان بودند. منتظر تشکر کسی نبود و تا آخر کار خود را انجام می داد. مشکل مردم را مشکل خود می دانست و این دلیل موفقیت ایشان بود . کوچکترین دلخوری با کسی نداشت . به غیر از مسئولیت کار خود به دیگران نیز کمک می کردو دلسوز به وسائل بیمارستان نیز بود. مثل یک برادر حمایت می کرد ولی حریم ها را نیز رعایت می کرد.
عشق به خدا، عشق به کار و عشق به بیمار رموز ماندگاری او بود.
جناب آقای ترابی نژاد رئیس بخش پرستاری بیمارستان در مورد مرحوم اسماعیلی می گوید:
اگر بخواهم محمود را در یک کلام توصیف کنم می گویم او عاشق بود ، هرگز عصبانیت در خود راه نداد و ازجلو دست همه کار را برمی داشت. جرأت زیادی داشت. ایشان یک قدیس و یک مستجاب الدعوه تمام عیار بودند.
زمانی که داروهای شیمیای بسیار کم داشتیم و سرطان شروع به رشد می کرد و بوی تعفن شدیدی داشت و ما برای معاینه با چند گاز و ماسک نمی توانستیم بوی بد را تحمل کنیم ولی محمود اصلاً نه انگار متوجه بوی بد نبود و خیلی راحت ساعتها وقت برای معاینه و پانسمان و شستشو می گذاشت. همیشه احساس می کردم محمود رئیس من است یعنی واجب می دیدم با یک آدمی که بوی بهشت می داد، محترمانه برخورد کنم و من مصداق فرمایش حضرت رسول اکرم (ص) را که می فرمایند انسانهای درستکار را خداوند نزد خودش می برد را احساس کردم . بسیار پاکدامن و منظم بود . با وجود همکاران خانم جوان ، حریم ها را نگه می داشت و امانت دار بسیار خوبی بود و رمز ماندگاری ایشان را خلاصه می کنم در ( عشق به خدا عشق به کار و عشق به بیمار)
او تبحر یک جراح کامل را داشت.
بزرگترین تشییع جنازه غیر سیاسی ، غیر روحانیت و غیر نظامی و صرفاً مردمی بدون هیچگونه تبلیغاتی که به عمرم دیدم تشییع جنازه محمود بود بعد از تشییع جنازه مسافت امام زاده تا مسجد جامع دولت را پیمودم که ۵۵۰۰ متر بود و مردم پیاده این مسیر را به همراه پیکر محمود رفته بودند. تمام شهر تعطیل بود واقعاً مثل روز عاشورا شده بود.
هیچ وقت احساس خستگی نمی کرد
رمز ماندگاری مرحوم محمود اسماعیلی در سه چیز خلاصه می شود: عشق به خدا، عشق به کار و عشق به بیمار
سرکار خانم حقیقی که بعد از آقای اسماعیلی مسئول اتاق عمل شده بود، درباره مرحوم اسماعیلی گفت: من ۱۳ سال همکار ایشان بودم و بعد از فوت ایشان بنده جایگزین ایشان شدم. از صفات پسندیده ایشان خوش طبعی بود از کارش لذت می برد، هیچ وقت احساس خستگی نمی کرد و بعد از عمل که می گفتیم خسته نباشید می گفت من تازه شارژ شدم. رمز موفقیت ایشان را عشق به کار می دانم در همه بخشها همکاری می کرد. با زبان عامیانه با همه بیماران می کردند و فضای کاری را خیلی دوستانه مدیریت می کردند.
عاشق امام حسین علیه السلام بود
سرکار خانم نجات بخش مسئول بیهوشی در گفتگو با ما بیان کرد: ۹ سال با ایشان همکار بودم و عاشق مادر و خانواده دوست بودند. عاشق امام حسین علیه السلام بودند همیشه نوار روضه در ماشین گوش می کردند. عجیب با غیرت بودند و مثل آقای اسماعیلی نخواهد آمد.
تبحر زیادی در کار داشت
دکتر کمالی مسئول شبکه بهداشت شهرستان در مورد مرحوم اسماعیلی خاطرنشان شد: با ایشان حدود ۵ سال همکار بودیم . فعالیت های بسیار زیادی انجام می داد چون با جراحان زیادی کار کرده بود تبحر زیادی در کار داشت. ساعاتی که در مطب بودند کارهای از قبیل ختنه، بخیه ، پانسمان سوختگی و گچ گیری و …. انجام می دادند و بار مراجعات مردمی را به بیمارستان های اصفهان کم کرده بودند. حتی بسیاری از بیماران از اصفهان و بیمارستان سید الشهداء مراجعه می کردند.به مسائل شرعی بسیار مقید بودند . در مراسمات مذهبی مشارکت چشم گیری داشتند.
چند وقت بعد از فوت مرحوم اسماعیلی به حج تمتع مشرف شدم در مسیر فاتحه ای برای شادی روح مومنین و مومنات و خصوصاً مرحوم اسماعیلی فرستادیم کنار دستی من گفت شما محمود را از کجا می شناسید و ماجرا را گفت از او پرسیدم شما از کجا می شناسیدگفت من همکار محمود بودم و لحظه فوت ایشان من دقیقا پشت سرش بودم محمود روی زمین دراز کشید و دستهایش را به حالت خمیازه بالا کشید . ابتدا فکر کردم خستگی از تن بیرون می کند رفت بالای سرش که کبودی را روی صورتش دیدم . داد و فریاد کردم همه آمدند بالای سرش شوک ، ماساژ قلبی تنفس مصنوعی و … همه پزشک و پرستار بودند ولی فایده نداشت در دم تمام کرده بود.
رمز ماندگاری مرحوم محمود اسماعیلی در سه چیز خلاصه می شود: عشق به خدا، عشق به کار و عشق به بیمار
در پایان از خانواده مرحوم اسماعیلی ، مسئولین محترم بیمارستان سید الشهداء بویژه جناب آقای ترابی نژاد و آقای انصاری و سرکار خانم ها نوروزی ، حقیقی و نجات بخش و همچنین از آقای دکتر کمالی تشکر و تقدیر به عمل می آید .

 آوای برخوار

4 دیدگاه برای “راز ماندگاری مرحوم محمود اسماعیلی دولت آبادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.